Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

پیش نمایش پرونده
نقاشی رنگ روغن امپرسیونیستی که خیابان شلوغ را در کنار ساختمان‌های بزرگ فرانسوی در روز بارانی نشان می‌دهد

جزئیات از Camille Pissarro’s Rue Saint-Honoré، بعد از ظهر، اثر باران. (موزه ملی Thyssen-Bornemisza)

در آغاز جنگ جهانی دوم، وارث یک مجموعه دار برجسته هنری یهودی آلمانی مجبور شد نقاشی خانواده اش کامیل پیسارو را به نازی ها تسلیم کند. وارثان او بیش از 15 سال است که بر سر حقوق این نقاشی، شاهکاری امپرسیونیستی که زمانی گمان می رفت گم شده، دعوا می کردند. اینکه آیا آنها موفق خواهند شد بستگی به تصمیم دادگاه عالی درباره یک سوال بسیار فنی دارد: آیا دادگاه فدرال باید به دعاوی قانون ایالتی رسیدگی کند که تحت قانون مصونیت های حاکمیت خارجی مطرح شده است، قوانین انتخاب قانون ایالت را برای تعیین اینکه کدام قانون ماهوی بر دعاوی مورد بحث حاکم است اعمال کند. ، یا باید در عوض از قانون عرفی فدرال برای انتخاب منبع قانون ماهوی استفاده کند؟ قضات در روز سه شنبه در مورد این سوال استدلال خواهند کرد Cassirer v. Thyssen-Bornemisza Collection Foundation.

در سال 1900، پل کاسیرر تابلوی 1897 پیسارو را خریداری کرد Rue Saint-Honoré، بعد از ظهر، اثر باران. لیلی کاسیرر این نقاشی را در سال 1926 به ارث برد. در سال 1939، این نقاشی توسط نازی ها مصادره شد: لیلی مجبور شد در ازای اجازه فرار از آلمان، آن را رها کند.

تعدادی از اعضای خانواده کاسیرر، از جمله لیلی و نوه‌اش کلود، به ایالات متحده رفتند. سایر اعضای خانواده، از جمله خواهر لیلی، هانا، در اردوگاه های کار اجباری به قتل رسیدند.

در ایالات متحده، لیلی شکایتی را به دادگاه استرداد ایالات متحده تسلیم کرد، که در سال 1954 او را مالک واقعی نقاشی اعلام کرد. در سال 1958، او با جمهوری فدرال آلمان برای غرامت به توافق رسید. آلمان تقریباً 13000 دلار به او پرداخت کرد. ارزش این نقاشی امروز حدود 40 میلیون دلار برآورد شده است. در تمام این مدت، همه طرف‌ها تصور می‌کردند که نقاشی گم شده یا از بین رفته است، اگرچه کلود – که بازی در اتاقی را که در آن آویزان بود به یاد داشت – به جستجوی آن ادامه داد.

نقاشی رنگ روغن امپرسیونیستی که خیابان شلوغ را در کنار ساختمان‌های بزرگ فرانسوی در روز بارانی نشان می‌دهد

نقاشی کامل (موزه ملی Thyssen-Bornemisza)

بدون اطلاع خانواده کاسیرر یا دولت آلمان، پیسارو گم نشد. در سال 1951، یک گالری دار کالیفرنیا آن را خریداری کرد و آن را به یک کلکسیونر لس آنجلسی فروخت. سرانجام به نیویورک و سپس به سنت لوئیس، میسوری سفر کرد و تا سال 1976 در آنجا باقی ماند.

در آن سال، بارون هانس هاینریش فون تیسن بورنمیزا این تابلو را خرید و به خانه‌اش در سوئیس فرستاد. در سال 1992، او با دولت اسپانیا برای ایجاد مجموعه Thyssen-Bornemisza، موزه ای در مادرید همکاری کرد. او در نهایت این نقاشی را به موزه فروخت. نه بارون و نه موزه به طور کامل منشا نقاشی را بررسی نکردند، علیرغم اینکه پرچم‌های قرمز ممکن است دزدیده شده باشد.

کلود کاسیرر هرگز از جستجوی این نقاشی دست برنداشت. در سال 1999، او آن را در فهرست کاتالوگ مجموعه Thyssen-Bornemisza یافت. او بلافاصله دادخواستی را به اسپانیا و موزه ارسال کرد تا نقاشی را مجبور به بازگرداندن آن کنند. او همچنین کانال‌های دیپلماتیک را دنبال کرد تا اسپانیا را متقاعد به بازگرداندن آن کند، اما فایده‌ای نداشت.

در سال 2005، پس از رد دادخواست او، کلود به دادگاه منطقه ای فدرال در کالیفرنیا، جایی که از سال 1980 در آنجا زندگی می کرد، شکایت کرد. او از اسپانیا و موزه شکایت کرد، به ادعای ادعاهای حقوق عمومی کالیفرنیا از جمله تبدیل و مالکیت غیرقانونی اموال شخصی، و هر دو را خواستار شد. خسارت و بازگشت تابلو

این شکایت تحت قانون مصونیت های حاکمیت خارجی مطرح شد. این قانون هر دو صلاحیت اصلی را به دادگاه های منطقه فدرال در مورد دعاوی علیه دولت های خارجی (یا اسناد آنها) می دهد تا جایی که آنها مستحق مصونیت نیستند.28 USC § 1330 (a)) و پیش بینی می کند که دولت خارجی یا ابزار آن باشد نه مصونیت از دعوا در هر موردی که «در آن حقوق مالکیتی که بر خلاف قوانین بین‌المللی گرفته می‌شود مطرح است» و شرایط مختلف دیگر برآورده می‌شود.28 USC § 1605(a)(3)).

متهمان برای اخراج اقدام کردند. آنها مسائل حقوقی و واقعی متعددی را مطرح کردند، از جمله اینکه آیا موزه یکی از ابزارهای اسپانیا است، آیا صلاحیت قضایی شخصی بر متهمان وجود دارد، آیا عناصر بخش 1605 (a) (3) رعایت شده است یا خیر، و اینکه آیا شکایت به موقع تنظیم شده است. دادگاه منطقه همه این استدلال ها را رد کرد و دادگاه استیناف ایالات متحده برای حوزه نهم تأیید کرد. دیوان عالی دو بار certiorari را رد کرد. در طول راه، کاسیرر داوطلبانه اسپانیا را به عنوان متهم اخراج کرد و تنها موزه باقی ماند.

زمانی که دادگاه منطقه در نهایت با درخواست های هر دو طرف برای قضاوت اجمالی در مورد ماهیت آن مواجه شد، تنها یک مسئله باقی ماند: آیا موزه به نحوی عنوان خوبی برای نقاشی به دست آورده است؟ این سوال به این موضوع تبدیل شد که آیا قانون کالیفرنیا یا قانون اسپانیا حاکم است. بر اساس قانون کالیفرنیا، سارقان اموال شخصی نمی‌توانند به هیچکس، حتی خریداران با حسن نیت، حق مالکیت بدهند – و بنابراین مالکیت نقاشی هرگز به طور معتبر از خانواده کاسیرر منتقل نشد. اما طبق قوانین اسپانیا، خریداران با حسن نیت می توانند از طریق مالکیت نامناسب، مالکیت معتبری بر دارایی شخصی به دست آورند (“usucapio”) اگر آنها آن را به مدت شش سال آشکارا در اختیار داشته باشند، همانطور که دادگاه تشخیص داد که موزه چنین کرده است.

اما دادگاه چگونه باید تصمیم بگیرد که آیا قانون کالیفرنیا یا قانون اسپانیا را اعمال کند؟ اگرچه انتخاب بین قانون آمریکا و قوانین خارجی به ندرت ضروری است، وضعیت مشابهی اغلب زمانی رخ می دهد که صلاحیت دادگاه فدرال بر اساس تنوع شهروندی است – یعنی زمانی که پرونده فقط دعاوی حقوق ایالتی را مطرح می کند اما در دادگاه فدرال است زیرا طرفین شهروندی هستند. کشورهای مختلف (یا یکی از طرفین شهروند یک ایالت و دیگری شهروند یک کشور خارجی است).

در چنین مواردی، ایری دکترین، در سال 1938 در شرکت راه آهن ایری در مقابل تامپکینز، مستلزم اعمال قانون ایالتی است. مورد 1941 از شرکت کلاکسون v. Stentor Co. به دادگاه های فدرال می گوید که انتخاب کنند که قانون ایالتی باید با توجه به دکترین های انتخاب قانون دولتی اعمال شود. به عبارت دیگر، دادگاه منطقه فدرال باید هر قانونی را که دادگاه ایالتی در همان ایالت اعمال می کند، اعمال کند.

چی کلاکسون به طور خلاصه، به این معنی است که اگر کاسیرر نقاشی را در یک گالری خصوصی در اسپانیا پیدا کرده بود و از مالک آن در دادگاه فدرال کالیفرنیا تحت صلاحیت تنوع شکایت می کرد، دادگاه می پرسید که آیا دادگاه ایالتی کالیفرنیا قانون کالیفرنیا یا قوانین اسپانیا را اعمال می کند.

اما این برای پرونده هایی است که تحت صلاحیت تنوع قرار دارند. در عوض پرونده ای که تحت FSIA مطرح شده است چیست؟ میکند کلاکسون درخواست دادن؟ پنج دادگاه استیناف ایالات متحده به این سوال پرداخته اند. چهار نفر از آنها – 2، 5، 6، و منطقه کلمبیا – پاسخ مثبت داده اند. طبق قانون آن مدارها، دادگاه هر قانونی را که دادگاه ایالتی کالیفرنیا اعمال می کرد، اعمال می کرد. دایره نهم در عوض یک دکترین فدرال کامن لا (که در یک مورد قبلی ایجاد کرده بود) را در مورد انتخاب قانون اعمال کرد. با اعمال این قانون حوزه نهم، دادگاه منطقه اعلام کرد که قانون اسپانیا اعمال می شود، و حوزه نهم تأیید می کند. دادگاه منطقه به طور متناوب اعلام کرد که دکترین انتخاب قانون کالیفرنیا چنین خواهد بود همچنین منجر به اعمال قانون اسپانیا شد، اما این هلدینگ توسط مدار 9 مورد توجه قرار نگرفت.

پس از 15 سال، چهار سفر به مدار نهم، و مرگ کلود کاسیرر (این پرونده اکنون توسط ورثه او در حال رسیدگی است)، در نهایت دادگاه عالی تصمیم خواهد گرفت که آیا دکترین انتخاب قانون کالیفرنیا یا قانون عادی فدرال را اعمال کند. .

وارثان کاسیرر می سازند سه استدلال اصلی. اول، FSIA بیان می کند (در 28 USC § 1606) در صورت عدم مصونیت، «دولت خارجی در شرایط مشابه به همان شیوه و به همان میزان مسئول خواهد بود که یک فرد خصوصی». از آنجایی که یک گالری خصوصی مشمول دکترین های قانون انتخاب کالیفرنیا خواهد بود، مجموعه تیسن-بورنمیزا نیز باید به عنوان ابزار یک دولت خارجی باشد. دوم، کنگره FSIA را با توجه به اصل پیش‌زمینه فدرالیسم تصویب کرد که قوانین ایالتی، از جمله دکترین‌های انتخاب قانون، باید در مورد علل اقدام ایالتی اعمال شود، و هیچ چیزی در اساسنامه هیچ گونه قصدی برای انحراف از آن اصل را نشان نمی‌دهد. در نهایت، قانون عرفی فدرال در مورد انتخاب قانون به طرز غم انگیزی توسعه نیافته است (فقط با موارد مدار نهم و فقط در این زمینه خاص) و کاملاً نامحدود است.

ایالات متحده یک پرونده را ارائه کرده است خلاصه amicus در حمایت از Cassirer، اضافه کردن دو استدلال اصلی. اولاً، قرار بود FSIA فقط بر قابلیت تطبیق یک دولت خارجی تأثیر بگذارد، نه بر قانون اساسی قابل اعمال در آن شکایت. دوم، این خلاصه قیاسی با قانون فدرال دعاوی شکنجه ارائه می‌کند، که دولت فدرال را در معرض ادعاهای معینی از شکنجه قرار می‌دهد «به همان شیوه و به همان میزان که یک فرد خصوصی». که در ریچاردز علیه ایالات متحده، دیوان عالی آن زبان را به عنوان الزامی برای اعمال قوانین ایالتی برای انتخاب قانون تفسیر کرد – و کنگره FSIA را با زبان یکسان خود پس از تصویب کرد. ریچاردز.

موزه می سازد چهار استدلال اصلی. اول، صلاحیت اعطا شده تحت FSIA بیشتر شبیه صلاحیت قضایی فدرال است تا صلاحیت تنوع، ایری و نسل آن بی ربط است. در حمایت از این استدلال، موزه هم به متن اساسنامه و هم به شرایط تصویب آن اشاره می‌کند: کنگره کشورهای خارجی را از صلاحیت‌های عادی تنوع‌طلبی خارج کرد. 28 USC § 1332 و در عوض ایجاد کرد 28 USC § 1330. موزه همچنین به Verlinden BV در برابر بانک مرکزی نیجریه، که در آن دادگاه عالی FSIA را در برابر چالشی که از محدوده ماده III فراتر رفته بود، تأیید کرد و دریافت که موارد تحت FSIA “بر اساس” قانون فدرال ایجاد می شود. ثانیاً، شرط «شرایط مشابه» بخش 1606 در اینجا بی‌اهمیت است، زیرا این شرط فقط در مورد اعمال تجاری یک حاکمیت اعمال می‌شود و نه در مورد اعمال عمومی آن – اعمالی که مستلزم اعمال قدرت‌های خاص حاکمیت است – و «مصادره» ذاتاً عمومی است. عمل کنید ثالثاً، اعمال قانون عرفی فدرال در اینجا مناسب است، زیرا اقامه دعوا تحت FSIA بر نگرانی های سیاست خارجی دلالت دارد. در نهایت، یکی از اهداف اولیه FSIA ایجاد استانداردهای یکسان در دعاوی علیه حاکمان خارجی بود که تنها با اعمال دکترین های فدرال انتخاب قانون قابل انجام است.

در طول بحث شفاهی، قضات احتمالاً بر متن FSIA و روی سابقه ای که نشان می دهد موضوعات مناسب برای قانون گذاری مشترک فدرال اندک است، تمرکز خواهند کرد. همچنین احتمالاً سؤالاتی در مورد راه حل وجود خواهد داشت: از آنجا که دادگاه منطقه، اما نه حوزه نهم، دریافت که دکترین های انتخاب قانون کالیفرنیا نیز منجر به اعمال قانون اسپانیا می شود، دادگاه ممکن است آن تصمیم را برای بررسی استیناف بازگرداند. . در نهایت، ممکن است در مورد اینکه آیا باید به بخش نهم دستور داد تا سؤال انتخاب قانون ایالتی را به دادگاه عالی کالیفرنیا تأیید کند و از آن دادگاه بپرسد که دادگاه کالیفرنیا چه قانونی را اعمال خواهد کرد یا خیر، بحث شود.

و در نظر داشته باشید که موارد زیر ایری دکترین همیشه همراهان عجیبی ساخته است – در مهم ترین مورد اخیر، Shady Grove Orthopedic Associates v. Allstate Insurance Co. در سال 2010، قاضی جان رابرتز و قاضی کلارنس توماس و سونیا سوتومایور به نظرات کثرت قاضی آنتونین اسکالیا پیوستند. آنتونی کندی، استفان بریر و ساموئل آلیتو به عقیده مخالف روت بادر گینزبورگ قاضی پیوستند.

هر چه دادگاه تصمیم بگیرد، نه تنها سرنوشت این پیسارو، بلکه تمام دعاوی دیگر تحت FSIA را تعیین می کند. همچنین ممکن است چیزی در مورد نگرش قضات مختلف نسبت به قانون عرفی فدرال به ما بگوید – که در مورد دیگری این اصطلاح نیز مطرح است. اگبرت v. بول.

Write a comment:

*

Your email address will not be published.

logo-footer