Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

(تصویر از طریق گتی)

اد توجه داشته باشید: این آخرین قسمت از مجموعه مطالب مربوط به مادری در حرفه وکالت ، با مشارکت دوستان ما در است MothersEsquire. کلی زچ به صفحات ما خوش آمدید. کلیک اینجا اگر می خواهید به MothersEsquire اهدا کنید.

“من از شما ناامید شده ام ، كلی” اولین سخنان بازخورد در مورد انتصاب نهایی نوشتن حقوقی ترم اول من بود. وقتی شروع کردم به مرور نظرات باقیمانده ، احساس کردم اشک ناخوشایند چشمانم را سوراخ می کند. این وظیفه ای بود که من با افتخار به آن پرداختم و احساس می کردم فرش از زیر من بیرون کشیده شده است. من فهمیدم که خطایی که من مرتکب شده ام به دلیل درک نکردن یکی از ویژگیهای Microsoft Word بوده است و ناگهان هر ذره فاصله سنی بین من و همکلاسیهای جوانتر و باهوش تر از نظر فنی بسیار زیاد شد. “من چه کار می کنم؟” من فکر کردم در حالی که شک در من رخنه کرد.

من یک مادر سه بچه عالی هستم ، 9 ، 7 و 6 ساله. من بیش از شش سال به عنوان یک افسر جنگ سطحی در نیروی دریایی خدمت کردم قبل از اینکه برای هفت سال آینده مادر ماندن در خانه باشم. احساس خوشبختی می کردم که وقتی بچه هایم این فرصت را داشتم که در کنار بچه هایم در خانه باشم ، اما نمی توانستم صدای کمی را تکان دهم و من را هل می داد تا از رویایی که از 10 سالگی به روی خود نگه داشتم ، پیروی کنم. بنابراین ، بین تمرینات رقص ، تاریخ بازی و برنامه های قبل از خواب ، من برای LSAT مطالعه کردم و روی برنامه های دانشکده حقوق خود کار کردم. من فهمیدم که در مدرسه رویای خود در وانت پیش دبستانی پذیرفته شدم و پسرم را قبل از خوردن بستنی نیمه زمستان با مادر همکارم با خوشحالی دور کردم.

آن ترم اول دانشکده حقوق پر از تازگی دائمی بود و من آن را مانند شتر در واحه ای نوشیدم. خانه بودن با بچه هایم از نظر احساسی بسیار رضایتبخش بود ، اما از نظر فکری خیلی خوب نبود. حالا ، من این فرصت را داشتم که در کلاس بنشینم و فقط یاد بگیرم. هیچ کس حرف من را قطع نکرد ، مرا کشید ، یا از پیراهن من به عنوان کلینکس استفاده نکرد ، و این باشکوه بود. اما همراه با شیرینی مقداری ترش هم آمد. شوهرم هفته ها برای شغل خود مسافرت می کرد و سخت بود که برنامه مدرسه ام را با برنامه مراقبت از کودکان هماهنگ کنم. من احساس فشار می کردم که اجازه ندهم رابطه من با بچه ها و زندگی خانه من به طور کلی متضرر شود ، زیرا تصمیم گرفتم در 30 سالگی به مدرسه حقوق بروم و همه چیز را وارونه جلوه دهم. هر وقت احساس خستگی می کردم ، به خودم یادآوری می کردم که با الگوبرداری از اهمیت آموزش و در عین حال آینده امن تر به فرزندانم ، بزرگترین هدیه را می دهم. و سپس در ترم اول فهمیدم که تمام این تلاش ها ، تلاش ها و فداکاری ها به ناامیدی تبدیل شده است.

در طی دو ترم بعدی ، تصور غیرقابل تصور اتفاق افتاد و جهان تعطیل شد. من و بچه هایم مجبور شدیم یاد بگیریم که چگونه یادگیری از راه دور را با هم انجام دهیم ، و اکنون کلاس و زمان مطالعه من با وقفه هایی پر شده ، کشیده می شود و به عنوان یک جعبه دستمال انسانی استفاده می شود. اما وقتی همه چیز در اطرافم بهم ریخت یک اتفاق خنده دار رخ داد. دیگر احساس ناامیدی نمی کردم.

با پیشرفت سال اول دانشکده حقوق ، فهمیدم که فشاری برای کمال مانند آنچه برای اولین بار در نیروی دریایی روبرو شدم را تجربه می کنم و چون نتوانستم آن فشار را تصدیق کنم ، همانطور که به عنوان یک افسر رده جوان داشتم پاسخ می دادم . در نیروی دریایی ، دقت مورد انتظار در کار من به ویژه دلیل خوبی داشت. اگر من به عنوان رهبر و مدیر دریانوردانم شکست بخورم ، مردم می توانند بمیرند. من خودم و ملوانانم را به همان اندازه كه توانستم كمال كنم هل دادم. من همان کاری را کردم که ترم اول – خودم را تحت فشار قرار دادم تا در هر کاری که کردم به کمال برسم. اما نکته ای که در مورد کمال وجود دارد ، دست نیافتنی بودن آن است. در طول دوره حرفه ای نیروی دریایی ، من چیزی را کشف کرده بودم – هرچه بیشتر فشار می آوردم ، بیشتر خواستار می شدم ، بدتر هم می کردیم. زمانی بود که من اول به عنوان ملک به ملوان خود اهمیت می دادم و به عنوان یک مأموریت برای تیم دوم پیشرفت می کردیم.

در مورد شغل دانشکده حقوق من نیز همین امر وجود دارد. هرچه بیشتر من تمرکز خود را بر روی دستیابی به کمال بگذارم ، لذت کمتری را در این تجربه احساس می کنم و در کل در هر زمینه از زندگی خود بدتر می شوم. سفارشات در خانه بمانید همه اینها را به واقعیت آشکار می آورد. من مجبور به انتخاب شدم – همچنان که می توانم از هر جهت به خودم فشار بیاورم یا لطف خود و خانواده ام را انتخاب می کنم تا بتوانم در مدرسه بهترین تلاش خود را انجام دهم. من فضل را انتخاب کردم تا رهبر مورد نیاز خود باشم.

گریس از دقت و کمال دست می کشد. در عوض ، از من می پرسد بهترین کاری که می توانم به درستی انجام دهم چیست اکنون به جای بهترین کاری که می توانم انجام دهم همیشه. من ذهنم را انتخاب و اولویت بندی می کنم زیرا شام ساده خواهد بود ، جعبه های حرکت ما در ابتدای ترم این ماه بسته بندی نمی شوند ، و گاهی اوقات بچه های من حتی اگر من در کلاس باشم به آغوش احتیاج دارند زیرا یادگیری از راه دور برای آنها سخت است ، هم. گاهی اوقات ، به خصوص وقتی که احساس ناامیدی می کنم زیرا تحصیل در دوره های نهایی با وقفه ها و خواسته های مداوم پر شده است ، و فشار بی وقفه ای که نمراتم به اندازه ممکن نیست و بنابراین کار خوبی ایجاد نمی کنم ، می فهمم وقتی بیشتر از همه به فضل احتیاج دارم چون وقتی تعجب می کنم که چرا این کار را می کنم ، نفس عمیقی می کشم و به خودم یادآوری می کنم که ناامید کننده نیستم. من یک تعقیب کننده رویاها هستم ، کسی که معتقد است می توانم از ذهن و علاقه خود برای ایجاد تغییر در این دنیا استفاده کنم و بهترین الگوی خود را برای بچه هایم می گذارم. من به خودم لطفی را می دهم که می توانم خودم و خانواده ام را از طریق تمام چالش های پیش بینی نشده 2020 به وجود آورم. پذیرفتن نعمت هدایت ، ما را در کنار هم قویتر می کند ، بندهای کمال را آزاد می کند و تا حد بالاتری افزایش می یابد اکنون.


کلی زک در حالی که همزمان به عنوان مامور ارشد در گردان سپاه آموزش افسران ذخیره نیروی دریایی دانشگاه تحصیل می کرد ، دوره کارشناسی خود را در دانشگاه مینه سوتا ، دانشکده مدیریت کارلسون به پایان رساند. وی پس از فارغ التحصیلی به عنوان یک افسر Surface Warfare مامور شد و در درجه اول در نقش های عملیاتی و ناوبری خدمت می کرد. در حال حاضر ، كلی 2L در دانشكده حقوق دانشگاه مینه سوتا است و دارای كانون حقوق تجارت است و در UnitedHealthcare و US Bank كارورزی كرده است. او همسر یک شوهر حامی و مادر افتخار یک دختر و دو پسر است. می توانید از طریق kien0019@umn.edu برای او ایمیل ارسال کنید و از طریق تلفن با او در ارتباط باشید LinkedIn.

logo-footer