Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

اد توجه داشته باشید: این آخرین قسمت از مجموعه مطالب مربوط به مادری در حرفه وکالت ، با مشارکت دوستان ما در است MothersEsquire. Eden Davis Stephens به صفحات ما خوش آمدید. کلیک اینجا اگر می خواهید به MothersEsquire اهدا کنید.

من هم مثل شما آماده ام تا این همه گیری تمام شود. من خیلی به تلفنم خیره شده ام ، از دیدن لکه های خانه ام خسته شده ام و فقط می خواهم بدون اینکه عجیب نفس هایم را حبس کنم در جمع باشم. اما رنگین کمان ها از طوفان ها بیرون می آیند. بسیاری از مزایای همه گیر در حال حاضر ذکر شده است: کار در خانه ، وقت اضافی برای سرگرمی ها ، مجوزهای اجتماعی برای نوشیدن روزانه و سایر رذایل متوسط. افزودن شخصی من به این لیست حذف جشن تولد دعوت نامه است. برای اقتصاد عالی نیست ، اما برای اضطراب من عالی است.

انتخاب اجتماعی علاقه من نبوده است. برنامه ریزی ازدواج یک نمونه بارز بود. یک عروسی کوچک با خانواده با یک پذیرایی گاه به گاه بزرگتر به “عروسی خرد” تبدیل شد و در انتخاب مادر من برای یک مقام رسمی تسلیم شد. همه چیز با فرار از خواب بسیار قابل پیش بینی که پدر و مادر من را ناراحت کرد و باعث شد تعداد انگشت شماری از دوستان احساس عجیب کنند ، پایان یافت. وقتی موفق شدم برای یک واقعه مهم زندگی در یک بیگانگی اجتماعی بیگانه باشم ، بیشتر به یک بی حوصلگی گرایش پیدا کردم ، نه کمتر. چرا وقتی می توانید به طور دوره ای احساس شرم کنید ، مکالمه دارید؟

وقتی باردار شدم ، تمام تفاوتهای دوران کودکی دخترم با من را تصور کردم. او از دست پایین استفاده نمی کند. ما برای تعطیلات به دنیای دیزنی می رفتیم. او در مهمانی های تولد شرکت می کرد و میزبانی می کرد. تمام تجارب نیمه ممتاز طبقه متوسط. این وکالت بود اکنون می توانم توجیه تمام بدهی های دانشکده حقوق را به روز کنم ، درست است؟

هنگامی که زمان جشن قبل از K سال برای فرا رسیدن زمان فرا رسید ، اولین واکنش طبیعی در حال هجوم هزینه های هر شخص بود. سر 25 دلار برای پیتزای متوسط ​​، آب قند رنگی و دو ساعت جیغ زدن روی تورم؟ خوب. عالی. خاطرات. (“اما فقط برای نیمی از کلاس شما. من حدس می زنم فقط دختران؟ بله. ما این کار را با توجه به جنسیت تولد انجام خواهیم داد.”)

بودن در آن طرف سرگرم کننده نبود. وقتی همسالان در مورد رویدادی که او برای شرکت در آن دعوت نشده است صحبت می کنند ، هیچ کس نمی خواهد به کودک خود توضیح یا بهانه بدهد. اما به طور کلی ، یک مدار با کودکان مهد کودک و مدرسه محله ما ساخته شد. ما یک روال معمول را شروع کردیم. من از یک توله دعوت نامه wadded دریافت می کنم ، و هدیه مربوطه را در ساعت قبل از مهمانی می خریدیم. من می توانم عکس های کوتاهی از دخترم بگذرانم و ارسال کنم ، و پیمان خاموش در میان والدین در مدار سالم باقی خواهد ماند. او در آنها شرکت می کند ، ما آنها را به ما دعوت می کنیم.

خانواده من جشنواره خوبی را دوست دارند و شهر ما به قدری بزرگ است که هر ساله چیزهای جدیدی کشف می کند. این کریسمس گذشته برای دیدن سانتا و بازی کردن به یک مرکز اجتماع نزدیک رفتیم. چند کودک سلام و احوالپرسی برای دخترم انجام دادند ، دختری که پاسخ ناچیزی را نشان داد و پدر و مادر را خجالت می کشد. (“خوب ، بگو سلام سلام. این پاسخی نبود – حتی تکان نخورد. او زیبا به نظر می رسد.”) به ذهنم خطور کرد که هیچ یک از این کودکان ، با وجود اینکه در یک مدرسه کوچک محله نیز تحصیل می کردند ، در “مدار تولد”. چطور ممکنه؟ چرا من اسم آنها را نمی دانم؟

می دانستم چرا ، اما نمی خواستم به خودم اعتراف کنم. این برنامه به منظور فراهم آوردن فعالیتهای كریسمس به كودكان و خانواده ها طراحی شده است كه به دلیل محدودیت های مالی ممكن است از آنها لذت نبرند: شام و خوراك های فصلی ، تصاویر با سانتا با لباس های متناسب و بازی ها و فعالیت هایی كه در آخر جوایز آرزو می كنند. عدم تمایل دخترم برای تصدیق یک همکلاسی ، دوران کودکی را منعکس می کرد ، زمانی که احساس می کردم مثل یک فرد خارجی هستم ، فقط به این دلیل که خانواده ام از نظر اقتصادی متفاوت بودند. دوستان اجازه نداشتند در خانه من بازی کنند زیرا فقرا اغلب با خطرناک برابر می شوند. صورت من از شرم می سوزد وقتی یک بزرگسال تصور می کند من از چیزی نمی دانم زیرا این فعالیتی بود که هزینه بر بود. غالباً ، فرض آنها درست بود.

در این بازه زمانی عجیب و غریب ، من دوباره بازگشته ام تا آن لحظه را در میان سایر اقلام موجود در کیف ناخودآگاه تعصب خود باز کنم. آیا کودکان از کسانی که دوست دارند خوششان می آید؟ آره. آنها شخصی مانند هر کس دیگری ، بزرگسال یا کودک با اولویت هستند. آیا من دنیای او را شکل می دهم؟ همچنین بله انتخاب هایی که من و پدرش در مورد تحصیلات او انجام داده ایم نیز بر احساس جامعه بودن وی تأثیر می گذارد. آیا آن حلقه جامعه به اندازه کافی گسترده است؟ احتمالا نه. این ما هستیم که به او کمک می کنیم زمینه های مختلف اقتصادی و فرهنگی والدین و همسالانش را درک و قبول کند. شاید این از طریق دعوت مهمانی باشد ، شاید با شرکت در رویدادهای بیشتری که توسط شهر ارائه می شود.

خواب آن زمان را می بینم که دیگر به روزنامه های خبری نرسم ، می توانم ساعت ها در یک کافی شاپ بنشینم و خانه کثیفم را نادیده بگیرم و وقتی در ذهن غریبه ها گم می شوم ، به طور اتفاقی دهان نفس می کشم. اگر بخواهم چیزهایی را که می توانم تغییر دهم ، از خانه با بچه هایی که بزرگ می کنم ، رویاها کافی نیستند. وقتی فرصتی برای عمداً ساختن جهانی بهتر فرا می رسد ، امیدوارم که به طور ناجوانمردانه و مصممی با آن روبرو شوم.


ادن دیویس استیونز معاون مدیر اجرایی دفتر جلسات اداری در کابینه حفاظت عمومی کنتاکی است. وی طی 8 سال گذشته انواع جلسات اداری را از قضاوت مشروط تا تجدیدنظر در پرونده های مالیاتی مورد قضاوت قرار داده است. Eden اخیراً برنامه ورود مجدد آزمایشی را که براساس دادگاه مواد مخدر تحت اداره اصلاح و تربیت کنتاکی اداره شده ، هدایت کرد. او افتخار می کند که یک مدافع عمومی سابق است ، و تلاش می کند تا دسترسی و درک عمومی مردم از سیستم قضایی را افزایش دهد. ایدن دوست دارد بنویسد ، اما به ندرت خارج از نثر حرفه ای برای موقعیت های خصمانه این کار را می کند. آرزوی والدین او برای داشتن فرزندان کسل کننده پذیرفته شد. او از آینده دختران خلاق و سرسخت بسیار هیجان زده است ، اما از صبر مادرانه ای که در حال حاضر لازم است بسیار خسته است. اگر احساس می کنید چنین رهبری دارید ، می توانید او را در فیس بوک در Eden Davis Stephens دوست کنید یا او را در Instagramsuperedentica دنبال کنید.

logo-footer