Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

من چند روز پیش 36 ساله شدم ، که به من تقریباً یک ربع قرن در بازار کار می دهد (من از جوانی شروع کردم). من از زمان اخذ مدرک حقوق فقط دو روز کار کردم ، اما به عنوان یک کمکی/نویسنده/سخنران ، کنفرانس های اضافی با یقه سفید در کنار خود داشتم.

مدتها قبل از این که وکیل شوم ، من همچنین دارای یک رشته سالم از حداقل ده کار بودم که طیف وسیعی از بچه کاغذی تا کارگر بسته بندی گوشت الگویی برای کلاس هنر کالج (نه لزوماً به آن ترتیب). با وجود اینکه اکثریت قریب به اتفاق تلاشهای شغلی مختلف من دارای روابط بسیار خوب کارفرما و کارمند بود ، باز هم می توان گفت که من با این کلیشه آشنا هستم ، “شما فقط باید خود را خوش شانس بدانید که شغلی دارید”.

من حتی متهم شده ام که آن عبارت را بر زبان آورده ام ، اگرچه مطمئناً در صورت وجود آن یک غفلت بوده است ، زیرا اصلاً اینطور نیست که باید کار کند. نه ، شما اصلا نباید شانس خود را برای داشتن شغل در نظر بگیرید.

کارفرمای شما باید خود را خوش شانس بداند که فردی مانند شما دارد که مایل به کار با نرخ دستمزد است که لزوماً کمتر از میزان پولی است که شما برای کارفرما به دست می آورید/پس انداز می کنید/جذب می کنید.

به من اعتماد داشته باشید ، شرکت ها و سایر موسسات دارای کارمند قصد ندارند پول خود را از دست بدهند تا بتوانند برای مردم نوع دوستانه شغل ایجاد کنند.

از لحاظ تئوریک ، در یک بازار کار تنگ ، مشاغل باید حقوق ، مزایا یا مزایای خود را افزایش دهند یا برای جذب استعداد کار دیگری انجام دهند. با این حال ، همیشه در دنیای واقعی چنین نبوده است.

این به این دلیل نیست که مشاغل ذاتاً منابع کمیاب هستند و همیشه تعداد افراد جویای کار بیشتر از موقعیت های باز بوده است. دلیلش این است شرکتها توانسته اند از روندهای بلند مدت بازار کار برای حفظ دستمزد نسبتاً پایین استفاده کنند، زیرا کار (یعنی شما و هرکسی که می شناسید یا کار می کند یا می تواند کار کند) برای انجام کاری در این زمینه سازماندهی نشده است.

در بازار کار ، همه ما زنبورهای عسل هستیم که سعی می کنیم یک هورنت غول پیکر ژاپنی را انتخاب کنیم-به این ترتیب یک به یک خوب پیش نمی رود ، شما باید همه با هم جمع شوید و (آه ، به صورت نمادین ، ​​بیایید شفاف سازی کنیم) حرامزاده بزرگ را با ضربات بال خود بپزید.

با این حال ، برای اولین بار در مدت طولانی نیروهای بازار آنقدر به نفع نیروی کار متمایل شده اند که ممکن است حساب قدرت شرکت ها در افق باشد.

در ماه ژوئن ، بیش از 10 میلیون فرصت شغلی در اقتصاد ایالات متحده وجود داشتبه این میزان نسبت به 9.2 میلیون افتتاحیه در ماه مه افزایش داشت ، این میزان حدود 10 درصد بیشتر از 9.1 میلیون افتتاحیه ای بود که در ماه ژوئن توسط اقتصاددانان نظرسنجی داو جونز انتظار می رفت و رکورد جدیدی را برای بیشترین تعداد گشایش ماهانه تا کنون به ثبت رساند.

نظرسنجی ماهانه گشایش مشاغل و گردش کار نیز به بالاترین حد خود رسیده است نزدیک به 3.9 میلیون کارگر در ماه ژوئن اعلام کردند که این کار را ترک می کندبه این نشان می دهد که کارگران مطمئن هستند که می توانند مشاغل بهتری نسبت به مشاغلی که ترک می کنند پیدا کنند.

رکورد این معیار این است که 4 میلیون کارگر در یک ماه شغل خود را ترک کرده اند و این در آوریل گذشته ثبت شده است. نرخ کلی بیکاری در ماه ژوئن نیز حدود نیم درصد کاهش یافت و بر اساس آخرین آمار وزارت کار ، حدود 943،000 شغل جدید ایجاد شد.

هرچقدر که من مطمئن هستم همه ما دوست داریم گاهی احساس کنیم ، هر یک از ما در زمینه اشتغال نسبتاً قابل جایگزین هستیم. با این حال ، ما همیشه این قدرت را داشتیم که دور هم جمع شویم و شرایط را برای کارگران مطلوب تر کنیم.

ما در دهه های اخیر زحمت استفاده زیاد از این توان را به خود نداده ایم ، اما اگر تعداد بازارهای کار مانند این ها همچنان رو به افزایش باشد ، انجام این کار آسان تر می شود.

نیازی نیست خودتان را خوش شانس بدانید فقط برای داشتن شغلی که کارفرمای شما را بیشتر از هزینه ای که می کند می رساند. اما ممکن است قدردانی اندکی در نهایت مشاهده شرایط بازار کار در مقیاس وسیع که کارگران را بر کارفرمایان ترجیح می دهد و نه برعکس.


جاناتان ولف یک دعوی مدنی و نویسنده است JD بدون بدهی شما (پیوند وابسته). او نوشتن حقوقی را تدریس کرده است ، برای انواع مختلفی از نشریات نوشته شده است ، و از سواد مالی و علمی برخوردار است و هم به شغل خود تبدیل شده است و هم خوشحال است. هر گونه دیدگاهی که او بیان می کند ، احتمالاً طلای خالص است ، اما با این وجود فقط متعلق به وی است و نباید به هیچ سازمانی وابسته باشد. او به هر حال نمی خواهد اعتبار را تقسیم کند. می توان به او رسید [email protected]به

logo-footer