Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

جنیفر بلوزتاین مدیر ارشد استعدادهای درخشان در Perkins Coie LLP ، و نویسنده دو کتاب منتشر شده توسط موسسه حقوقی تمرین است: “اولین سال یک همکار” و “آن را افزایش می دهد.”

در اوایل کار خود ، قبل از پیشرفت در موقعیت فعلی خود و مدیریت همه استراتژی های استعدادیابی و منابع انسانی در یکی از برترین موسسات حقوقی بین المللی جهان ، یک وکیل اشتغال و دعاوی بود.

وی در این پرسش و پاسخ ، درباره تحقیقات منحصر به فردی که منجر به ارزیابی مجدد جایگاه مدارس عالی سطح حقوق می شود ، و همچنین آنچه او را به نوشتن کتاب برای وکلای جدید و سطح متوسط ​​تحریک کرده است ، بحث می کند. (این مصاحبه به دلیل طول و وضوح ویرایش شده است.)

شما در حال حاضر مدیر ارشد استعدادهای درخشان در یکی از بزرگترین شرکت های کشور هستید. آیا این نقش را نوعی داخلی بودن در یک شرکت حقوقی می دانید ، به نوعی نظارت بر عملیات داخلی؟

مسئولیت های من شامل یادگیری ، توسعه ، استخدام ، استخدام و توسعه و نگهداری کارکنان ، جبران خسارت ، مزایا و همه اینها برای یک شرکت پیشرو Am Law 50 است. خیلی زیاد است

اما مسئولیت های من شامل مشاوره حقوقی نیست. ما هنوز مشاوره داخلی داریم. اکثر شرکت های بزرگ یا کسی 100 درصد یا چند نفر را به عنوان یک بخش مشاوره داخلی دارند.

شما قبلاً به نکته جالبی درباره همیشه خواستار یک چالش جدید اشاره کرده اید. آیا می بینید که در افرادی که می آورید و سعی در حفظ آنها دارید؟ آیا این کیفیت شخصی است ، یا تا حدی جهانی است ، چیزی که باید مرتباً به آن بپردازید؟

فکر کنم هر دو باشه

من فکر می کنم بعضی از افراد وجود دارند ، به ویژه کسانی که در یک کار کاملاً فنی هستند ، مثلاً یک مهندس برق که یک وکیل ثبت اختراع می شود ، و برای او فناوری جدیدی در دسترس است و همیشه این یادگیری وجود دارد.

من نمی دانم که لزوماً در مورد آنها صدق می کند.

اما برای من و برای برخی از موقعیت های تیم من ، افرادی را می بینیم که باید بخش ها را منتقل کرده و به چالش های جدید بروند.

من فقط کسی را از تیم یادگیری و توسعه خود گرفتم و این موقعیت های جدید را به نام “مشاوران استعداد” ایجاد کردیم که آنها در یک بخش مستقر هستند. ما نزد او رفتیم و گفتیم که این موقعیت جدید را داریم ، ما فکر می کنیم شما برای آن عالی خواهید بود. او حرکت کرد.

اگر کسی بخواهد متخصص باشد و برای مدت 15 سال همان موقعیت را مدیریت کند ، من آن را در مقابل آن نمی گیرم. با این حال ، من فکر می کنم ادامه چالش در برخی از موقعیت های استراتژیک تر ممکن است کمی دشوارتر باشد.

هرچند که برای سابقه باشد – این شغل مدت هاست که مرا به چالش می کشد. واقعاً چیزهای زیادی وجود دارد.

به خصوص در آنچه در بالای قانون می خوانم ، هم اکنون بازار حقوقی داغ وجود دارد. چرا کمی درباره آن صحبت نمی کنیم؟

نقل قول که از شما دیدم در امتداد بررسی برخی از افرادی بود که بورس تحصیلی در دانشکده های حقوق خارج از رده های بالاتر را قبول می کردند و تصمیم گرفتند بدون بدهی یا بدهی بسیار کمی بروند ، در مقابل رفتن به یک مدرسه عالی رتبه.

درباره آن به من بگو. از کجا با این طرز فکر روبرو شدید؟ آن بازی را چگونه می بینید؟

در واقع ، بخشی از طرز فکر من فقط تجربه شخصی است.

برای یک چیز ، من به شمال غربی رفتم ، بدون بورسیه. اما من تقریباً یک مدرسه کامل در یک کلاس حقوقی سواری کامل داشتم.

بخشی به دلیل جغرافیایی که می خواستم باشم ، و بخشی به دلیل شهرت مدرسه ، در نهایت تصمیم گرفتم که می خواهم به شمال غربی بروم. که بسیار گرانتر بود. و فکر می کنم این واقعاً به من کمک کرده است.

مردم به رزومه من نگاه می کنند و به احتمال زیاد با من مصاحبه می کنند زیرا من به دانشکده حقوق با رتبه بالاتر رفتم. اما اگر همان بورس تحصیلی دانشکده حقوق را گرفته باشم ، همان فرد ، با همان مغز و همان توانایی ها خواهم بود.

و من یک دوست واقعاً خوب دارم که کاملاً به نوتردام سوار شد ، که هنوز هم یک دانشکده حقوق عالی است ، اما به هرجایی که مراجعه کرد وارد آنجا شده بود. او تصمیم گرفت که به یک سواری کامل برود – تا حدی به خانواده اش نزدیکتر بود ، عوامل دیگری نیز وجود داشت.

او تقریباً بدون بدهی توانست از دانشکده حقوق فارغ التحصیل شود. او لزوماً مارکی را پشت سر خود نداشت. سخت است که بگوییم تفاوت در تحصیلات حقوقی چیست. یک فرد باهوش خوب کار می کند. روش سقراطی تفاوت چندانی ندارد.

درست.

اگر از میله عبور کنید ، میله را رد کنید. فارغ از اینکه به کدام دانشکده حقوق رفته اید ، هنوز باید از میله عبور کنید.

این نظر من است: مگر اینکه واقعاً وارد برخی از مدارس و موارد غیرانتفاعی شوید – خوب ، به آنجا نروید – اما حتی در 100 دانشگاه برتر ، تفاوت در تحصیلات واقعی بسیار حاشیه آور است.

بنابراین ، این کاری است که من انجام داده ام. در شرکت قدیمی ام آنالیز کردم. و من آماری نیستم ، اما در واقع با دوستی که آماری است مشورت کردم. من نگاه کردم ، فراموش می کنم پنج ساله بود یا 10 ساله ، اما من یک مطالعه از وکلای ما انجام دادم و آزمون این بود که چه تعداد از آنها پنج سال یا بیشتر می مانند.

چون اگر پنج سال آنجا باشید باید خوب باشید ، درست است؟ حتی اگر عالی نباشید ، اگر خوب نباشید ، چیزی شما را از بین می برد.

آره. چیزی پیش می آید که شما را از بین می برد.

به رتبه بندی دانشکده حقوق نگاه کردم. نگاه کردم که آیا آنها به عنوان کاردانی تابستانی وارد شده اند یا جانبی. و من نگاه کردم – این ممکن است بررسی قانون باشد. می خواستم بدانم چه مدارسی بیشترین احتمال نگهداری ما از آنها را پنج سال یا بیشتر دارد. زیرا برای من این مهمترین معیار موفقیت بود. و ما بررسی کردیم که آیا آنها شریک زندگی کرده اند یا نه.

دو مدرسه عالی برای آن شرکت ، آنها مدارس T-14 نبودند. علمی نیست ، اما در واقع مطالعه ای انجام دادم. همه خودم ، داده ها را کشیدم و رتبه بندی اخبار ایالات متحده و گزارش جهانی را جستجو کردم.

ما چند گروه تمرینی داشتیم که می گفتند: “نه ، آنها باید به مدرسه T-14 بروند.” و سپس دیگران مانند این بودند: “ما اهمیتی نمی دهیم ، ما می خواهیم به تجربه شغلی آنها نگاه کنیم ، و اگر آنها را دوست داریم ، و اگر آنها کنجکاو به نظر می رسند.”

بنابراین ، برای من بخشی از آن بود. آن مطالعه واقعاً هر آنچه را که فکر می کردم تأیید کرد. و سپس قسمت دیگر آن نیز این بود که اگر افرادی دارید که تحصیلات تکمیلی نسل اول را انجام می دهند یا در مقطع زیر لیسانس تحصیل می کنند ، احتمال دارد که بورس تحصیلی آنها را سنگین تر کنند.

منظورم این است که خوش شانس بودم که می خواستم ریسک کنم. من وقتی از دانشکده حقوق فارغ التحصیل شدم بدهی داشتم. اما من به دلیل وضعیت مالی ام آنقدر بدهی نداشتم.

اما اگر والدین شما به دانشگاه نرفته اند – همسران من به دانشگاه نرفته اند – شاید آنها توانایی كمك ندارند و شاید شما همه چیز را از نظر بار بدهی به عهده داشته باشید.

درست.

اگر دلیل شما برای رفتن به مدرسه ای با رده پایین است ، اگر شما هم پول بیشتری دارید ، انگیزه بیشتری برای کار سخت خواهید داشت ، زیرا هیچ پول و حمایت خانوادگی برای بازپرداخت ندارید.

خوب ، تقریباً مثل این است که شما من را بهتر از خودم می شناسید. پیرمرد من نگهبان بود. دقیقاً به همین دلیل بود که من می گفتم: “من صدها بدهکار بزرگ نخواهم کرد.”

درست! شما به تمام این عوامل نگاه می کنید ، و می گویید ، “آیا ما ادامه خواهیم داد که محروم باشیم؟”

و سپس ، همچنین ، پرکینز کوئی شروع به تمرکز بر این موضوع کرد که آیا ما کار خوبی را برای جذب دانشکده ها و دانشگاه های سیاه پوست انجام می دهیم؟ HBCU ها آموزش های بسیار خوبی ارائه می دهند. اگر می خواهید تنوع خود را افزایش دهید ، باید استخر را گسترش دهید.

همه ما واقعاً احساس می کنیم که به شدت برای مشتری هایمان بهتر هستیم – ما فقط این کار را نمی کنیم زیرا این یک امر سیاست عمومی است – هرچه تنوع بیشتری داشته باشیم و هرچه بیشتر مشتری و جوامع محلی خود را منعکس کنیم ، خدمات بهتری برای مشتریان است. ما کار می کنیم و زندگی می کنیم

اگر ما فقط از این مدارس درجه یک و فوق العاده گران قیمت که بورسیه بسیار بسیار کمی می دهند استفاده می کنیم ، به همه ضرر می رسانیم.

صادقانه بگویم ، من می دانم که این یک مطالعه کنترل شده علمی نبود ، اما آنچه شما انجام دادید به همان اندازه آنچه در آنجا وجود دارد خوب بود. شاید شما باید چنین کاری را دوباره انجام دهید و در واقع منتشر کنید. آیا می خواهید کمی درباره کتاب های خود صحبت کنید؟

خوب ، پس چه چیزی می توانم به شما بگویم؟ من اینجا یکی دارم اوه ، من دو تا دارم [holds up books]! رنگی که دخترم انتخاب کرده است. این اولین مورد است.

پس مقدمات چیست؟

اولی [“An Associate’s First Year”]، تعداد زیادی کتاب در آن جا وجود نداشت که واقعاً کاربردی و با دیدگاه های مختلف در مورد اینکه این سالها در یک شرکت بزرگ حقوقی چگونه است باشد. ایده این بود که من مشارکت کنندگان مختلفی داشتم تا دیدگاه های مختلفی کسب کنم.

این است: “انتظارات از یک سال اول چیست؟ چگونه شش ماه اول لحن مناسب را تنظیم می کنید؟ چگونه با مسائل مدیریت زمان کنار می آیید؟ چگونه می توانید دامنه خود را تقویت کنید؟ ”

خوب

استقبال خیلی مثبت بود. کاری که بنگاه های حقوقی انجام دادند این است که آنها برای هر سال اول کتاب می خرند. چند شرکت وجود دارد که در واقع برنامه درسی سال اول خود را پیرامون آن ایجاد کرده اند ، که من آن را به عنوان یک تعریف بزرگ تعریف کردم. یک شرکت بزرگ حقوقی مانند صد نسخه خریداری می کند.

بنابراین PLI برگشت و مانند این بود: “این خیلی خوب شده است ، دیگر چه نیازی دارد؟” من گفتم ، “من فکر می کنم بزرگترین نیاز ، سطح متوسط ​​است.” همکاران سطح متوسط ​​الف) انتظار می رود آن را ارتقا دهند ، و ب) نمی دانند این به چه معناست.

به محض اینکه ما در مورد آن صحبت کردیم ، من گفتم که من قبلاً این عنوان را داشتم ، “بالا بردن آن

از آنجا که هنگامی که من در گروه های عملی خاص برای همکاران صلاحیت های اصلی را برای انتظارات ایجاد می کردم ، می گویم ، “شما یک وکیل شرکتی هستید ، در مورد پیش نویس ، یا مدیریت ارتباط با مشتری چه انتظاری دارید؟” و شرکا مانند این خواهند بود: “من فقط می خواهم که آنها” از جوان تر شدن “پیشرفت کنند.”

خوب ، آنها نمی دانند این به چه معناست ، بنابراین بیایید آن را تجزیه کنیم.

چه تفاوتی بین تهیه پیش نویس توافق نامه جانبی در مقایسه با سال چهارم وجود دارد؟ من واقعاً مجبور شدم آن را از آنها بیرون بکشم.

و آنها گفتند ، “خوب سال اول ، من می توانم آن را ویرایش کنم و شکل آن را بدست آورم ، اما آنها واقعاً از استراتژی معامله و نحوه تبدیل شدن آن به قسمتهای مختلف توافق نامه ، چیزی درست نمی فهمند.”

و من می گفتم ، “خوب ، اما یک سطح متوسط ​​،” و آنها به نوعی جمله من را به پایان می رسانند ، “خوب سطح متوسط ​​می فهمد که چگونه شما را در هدف معامله گره می زنید و سپس چگونه آن را تنظیم می کنید و آیا شما حتی اصلاً به این بند احتیاج ندارم ، و وقتی آن را به من می دهند واقعاً باید انجام شود و تقریباً نیازی به ویرایش ندارد. ”

و من مثل این هستم ، “خوب ، این همان چیزی است که ما آن زمان قرار دادیم.”

بنابراین هدف این کتاب بود. من بیشتر فصل ها را خودم انجام دادم ، زیرا کارهای زیادی درمورد شایستگی های اصلی انجام داده بودم و در طی یک دوره زمانی بسیاری از مصاحبه ها را انجام داده بودم.

موارد زیادی در زمینه بازاریابی و انجام برنامه توسعه مشتری خود وجود دارد که نشان می دهد شما یک رهبر آینده هستید. تفویض اختیارات زیادی وجود دارد ، همزمان مدیریت می کنند ، مدیریت می کنند.

ما یک فصل در مورد رفاه داریم. هدف در اینجا واقعاً این است که اگر ما بتوانیم به مردم کمک کنیم تا از سطح متوسط ​​بودن عبور کنند ، آنها را برای مدت بیشتری حفظ خواهیم کرد.

چون این موقع است که مردم می روند.

سطح متوسط ​​زمانی است که همکاران می گویند: “من نمی دانم این را می خواهم.”

من فکر می کنم با توجه معمول به سال های اول ، سطح متوسط ​​را فراموش می کنیم. موسسات حقوقی که به کتاب نگاه کرده اند و گفته اند که ما این مقدار را برای تمام سطح متوسط ​​خود دریافت خواهیم کرد ، کاملاً هوشمندانه است که فقط این مقدار اندک پول را در هر سطح متوسط ​​سرمایه گذاری کنید.

من با چند شرکت صحبت کرده ام که همان کارهایی را انجام می دهند که در واقع تصمیم گرفته اند یک سریال سطح متوسط ​​را براساس فصل های کتاب انجام دهند.

خوب ، من قدردان شما هستم که امروز با من صحبت کردید. من فکر می کنم این قطعه واقعا خوبی برای خوانندگان ATL باشد.

عالی یک چیز دیگر وجود دارد که من فقط اضافه می کنم ، این است که من دو سال در پرکینز کوئی بوده ام. من کمتر از یک سال قبل از همه گیری آمدم. مردم اغلب به من می گویند که زمان بدی برای حرکت بود ، مجبورم که با همه این کارهای جدید در همه گیر روبرو شوم. اما من نقل مکان کردم زیرا من واقعاً می خواستم در یک کارفرمای عالی کار کنم که آنها واقعاً برای کارمندان و وکلا خود ارزش قائل هستند.

پرکینز به مدت 19 سال به طور مستقیم در لیست بهترین مکان های کارگری فورچون قرار داشت و این تصادفی نیست. این یکی از معدود شرکت هایی بود که در آن فعالیت می کرد. بنابراین این یک نقطه واقعی فداکاری بوده است. و امسال ما شماره 1 شرکت خدمات مشاوره ای حرفه ای و حرفه ای بودیم. من فکر می کنم این کار تا جایی پیش می رود که واقعاً سعی می کنم یک کارفرمای خوب باشم و به وکلا و کارمندان خود متعهد می شوم.

این بخش بزرگی از دلیل این است که من همه آن سالها وکیل استخدام شدم.


جاناتان ولف یک دعوای مدنی است و نویسنده آن است JD بدون بدهی شما (لینک وابسته). او نویسندگی حقوقی را تدریس کرده ، برای طیف گسترده ای از نشریات نوشته شده است و داشتن سواد اقتصادی و علمی را هم تجارت و هم لذت خود قرار داده است. هر نظری که او ابراز می کند احتمالاً طلای خالص است ، اما با این وجود صرفاً نظر خودش است و نباید به هیچ سازمانی وابسته باشد. به هر حال نمی خواهد اعتبار را تقسیم کند. می توان به او دسترسی پیدا کرد [email protected].

logo-footer