Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین


ما اخیراً بحث کردیم که چگونه رؤسای دانشگاه و روسای دانشگاه از سنت دیرینه در بی طرف ماندن در بحث های سیاسی و حقوقی برای حفظ محیطی دلپذیر و متنوع برای همه اعضای هیئت علمی و دانشجویان خارج شده اند. برای روسای جمهور و روسای جمهور رایج تر شده است (در واقع انتظار می رود) به طور علنی از مواضع ایدئولوژیک یا حقوقی لیبرال حمایت کنند. آخرین نمونه این است مدرسه الهی ییل (YDS) دین گرگوری استرلینگ، که صادر کرده است بیانیه نه تنها مخالفت با تصمیم اخیر دیوان عالی کشور برای لغو رو در مقابل وید اما اعلام می کند که هیچ «مبنای کتاب مقدسی» برای ممنوعیت سقط جنین وجود ندارد.

از بین تمام مدارس یک دانشگاه، مدارس الهیات بیشترین احتمال را دارند که اساتید و دانشجویانی داشته باشند که دیدگاه های طرفدار زندگی را حفظ کنند. می توان فکر کرد که یک رئیس دانشگاه نسبت به این واقعیت حساس است و به دنبال حفظ رویکرد بی طرفانه تر و کلی گرایی در ادیان و دیدگاه های مختلف است.

نه دین استرلینگ

استرلینگ با این مشاهدات و پرسش آغاز می‌کند: «تصمیم به تلاش‌های چندین دهه از سوی کسانی که طرفدار زندگی معرفی می‌شوند، به اوج خود می‌رسد. اما آیا این تصمیم طرفدار زندگی است یا طرفدار یک ایدئولوژی خاص؟»

او سپس به طور قاطعانه دیدگاه رایج در میان طرفداران حامی زندگی مبنی بر اینکه سقط جنین یک گناه است را رد می کند. در حالی که بسیاری در جامعه او این دیدگاه را می شناسند، او آن را «ساده انگارانه» و بدون «مبنای کتاب مقدس» می نامد:

موضع طرفدار زندگی اغلب با مسیحیت مرتبط است و افراد زیادی هستند که در ایمان خود صادق هستند و از تصمیم دادگاه عالی حمایت خواهند کرد، از جمله اعضای جامعه YDS. با این حال، این موضوع پیچیده‌تر از آن چیزی است که برخی تصدیق می‌کنند. هیچ مبنای کتاب مقدسی برای ممنوعیت سقط جنین وجود ندارد. تنها متنی که مستقیماً به جنین می پردازد، خروج 21:22-25 است، و بین مجازاتی که برای کسی که باعث سقط جنین زن باردار می شود و آسیبی که به خود زن وارد می شود، تمایز قائل می شود. اولی منجر به جریمه می شود. دومی در lex talionis (چشم در برابر چشم و غیره). به عبارت دیگر بین جنین و انسان تمایز قائل می شود. توسل‌های ساده‌گرایانه به سنت‌های کتاب مقدس دقیقاً همین است، ساده‌سازی. مسیحیت حامی زندگی انسان است، اما ما باید از طریق سنت های خود با دقت کار کنیم. اصلاً مشخص نیست که تصمیم امروز منعکس کننده متنی مانند خروج 21:22-25 باشد.»

می‌توانست راه‌های بی‌شماری برای درگیر شدن در این بحث در مورد معنای چنین عباراتی وجود داشته باشد. با این حال، استرلینگ خود را موظف می دانست که به عنوان رئیس دانشگاه صحبت کند و قاطعانه اعلام کند که «هیچ مبنای کتاب مقدسی برای ممنوعیت سقط جنین وجود ندارد».

آنچه به همان اندازه قابل توجه است این است که تفسیر استرلینگ از خروج 21:22-25 بدیهی به نظر نمی رسد. این بدان معنا نیست که او اشتباه می کند، بلکه رد قاطعانه او به عنوان رئیس دانشگاه هم از منظر دینی و هم از منظر الهی قابل تردید است.

خروج 21:22 به آسیب رساندن به زن باردار می پردازد:

«اگر مردم با هم دعوا کنند و زن باردار را بزنند و زن حامله زودتر زایمان کند، اما جراحت جدی نداشته باشد، هر چه شوهر زن خواسته و دادگاه اجازه دهد، مجرم باید جریمه شود. اما اگر آسیب جدی وجود داشته باشد، باید زندگی را تا آخر عمر بگیری.»

می توان به وضوح آن زبان را خواند تا متوجه شد که حتی در یک زمینه تصادفی، کشتن یک کودک متولد نشده به عنوان قتل مشمول مجازات اعدام تلقی می شد. اگر نمی توانید به طور تصادفی یک زندگی، حتی یک زندگی جنینی را بکشید، برخی معتقدند که مطمئنا نمی توانید این کار را عمدی انجام دهید.

با این حال، می توان استدلال کرد که این قسمت به حوادث مرگباری می پردازد که به یک زن آسیب می رساند. به موقعیتی نمی پردازد که خود زن به دنبال سقط جنین باشد.

استرلینگ نیز نادیده می گیرد دیگر آیات کتاب مقدس که، در حالی که به طور مستقیم به سقط جنین اشاره نمی شود، معمولاً به عنوان مرجع برای دیدگاه های طرفدار زندگی ذکر می شود. در واقع، کلیسای کاتولیک دیدگاه مخالفی دارد. گروه های دیگر در آن دیدگاه کتاب مقدس سهیم هستند، از جمله کنوانسیون باپتیست جنوبی، کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان (مورمون ها) و مجامع خدا.

در واقع، شخصیت های اولیه مسیحیت تایید کردند این دیدگاه که سقط جنین در تفسیر آنها از این و دیگر آیات کتاب مقدس گناه است. این امر در نوشته های قرن اول و دوم نیز مشهود بود دیداش (تعلیم دوازده رسول) و نامه برنابا. دومی می‌گوید: «کودک را با سقط جنین نکشید. و پس از تولد دوباره آن را از بین نبرید.» نوشته های تأثیرگذار سنت آگوستین و سنت توماس آکویناس چنین دیدگاه هایی را تقویت کرد.

علاقه من کمتر به شایستگی مناظره (که بحث مشروع و مهمی است در مدارس الهیات است) است، بلکه نقش یک رئیس در این است که در مقام رسمی خود اعلام کند که یک طرف حق دارد یا نادرست. این یادآور موضع نادرست و سختگیرانه اخیر رئیس قانون هیستینگز در مورد تصمیم دابز در سمت رسمی خود است. مانند یک رئیس مدرسه الهیات، یک رئیس حقوق باید تشخیص دهد که بسیاری از فارغ التحصیلان و دانشجویان او دیدگاه مخالفی دارند. حتی با وجود کاهش تعداد اساتید محافظه‌کار یا آزادی‌خواه در دانشکده‌های ما، باید اندکی به رسمیت شناخته شود که دیدگاه‌های دیگر همچنان در بدنه دانشجویی و جامعه به طور کلی وجود دارد.

برای افراد مذهبی، چه رسد به علمای الهیات، عدم تحمل در دانشگاه ها رو به افزایش است. این شامل این نگرانی است که خود دینداری مورد حمله قرار گرفته است، همانطور که در نشان داده شده است جنجال اخیر در مورد انتخاب یک ملحد برای خدمت به عنوان رئیس کشیشان هاروارد.

این وظیفه روسایی مانند استرلینگ است که محیط فکری متنوعی را حفظ کنند، از جمله برای دانشمندان طرفدار زندگی در یک مدرسه الهی. این نقش با توجه به ارتدکس رو به رشد در اکثر مدارس که دیدگاه های مخالف به طور فعال خاموش می شوند، مهم تر است.

حتی لیبرال های نمادین نیز در جستجوی بیان دیدگاه های طرفدار زندگی لغو شده اند. نمونه بارز این عدم تحمل، رفتار دوست من، نات هنتوف فقید و بزرگ بود. نات که یک روشنفکر لیبرال اولیه در نظر گرفته می‌شود، علیرغم دیدگاه‌های الحادی‌اش، طرفدار زندگی نیز بود. در یک ستون واشنگتن پست 1992، هنتوف توضیح داد که چگونه فعالان از بحث های اصلی او در مورد این موضوع جلوگیری می کنند.

من و نات اغلب درباره چیزی که به عنوان افزایش نابردباری در سمت چپ و رشد جنبش ضد آزادی بیان در دانشگاه هایمان می دیدیم بحث می کردیم. بدتر از آن چیزی شده است که هر یک از ما قبل از مرگ او تصور می کردیم.

زمانی رسوا بود که رئیسی مانند استرلینگ از موقعیت رسمی خود برای ارائه چنین اظهاراتی استفاده کند. امروز به سختی به آن اشاره می شود. در واقع، احتمال بیشتری وجود دارد که به عنوان مدرکی ذکر شود که استدلال های طرفدار زندگی نه تنها از نظر قانونی، بلکه از نظر شرعی نیز بی اعتبار هستند.

بار دیگر، راه‌های زیادی وجود داشت که استرلینگ می‌توانست پیام خود را به شیوه‌ای بی‌طرفانه و فراگیر بیان کند. او همچنین می توانست به صراحت به عنوان یک فرد صحبت کند و نه رئیس. واضح است که قصد او این نبود. او می خواست به عنوان دین در مخالفت با بحث های طرفدار زندگی پس از تصمیم دابز صحبت کند. او مطمئناً در این انحراف از سنت تنها نیست، اما دیدن از رئیس یک مکتب الوهی به ویژه نگران کننده است.



Source link

Write a comment:

*

Your email address will not be published.

logo-footer