Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

اد توجه داشته باشید: این آخرین قسمت از مجموعه مطالب مربوط به مادر بودن در حرفه وکالت است که با همکاری دوستان ما در این زمینه انجام می شود MothersEsquire. به RB Guard به صفحات ما خوش آمدید. کلیک اینجا اگر می خواهید به MothersEsquire اهدا کنید.

همانطور که در لبه اقیانوس قدم می زدم ، پاهایم در شن و ماسه خنک و مرطوب ، بازسازی اقیانوس را تماشا می کردم و بارها و بارها خود را تجدید می کرد و با این کار ، محیط اطراف خود را تغییر داد. این پیاده روی های صبحگاهی بسیار اندک است. من هر تابستان چند روز گرانبها با خانواده ام هستم ، چند روز تعطیلاتی که با دقت محافظت می شوند و معمولاً در اثر تماس کار قطع می شوند.

اما همین چند هفته پیش ، من از این اقیانوس فاصله داشتم و در تخت بیمارستان در مرکز پزشکی Cedar-Sinai که تازه در آن بستری شده بودم دراز کشیده بودم. نه ، من به دلیل ویروس کرونا در بیمارستان نبودم و همچنین به دلیل نوشیدن زیاد یا مصرف قرص زیاد در بیمارستان بستری نبودم.

به جز اینکه من به نوعی به دلیل ویروس کرونا در آنجا بودم. و معلوم شد ، من بود نوشیدن بیش از حد و قرص های زیاد ، فقط من زیاد قهوه می نوشیدم و بیش از حد ادویل مصرف می کردم ، همراه با مصرف حداکثر تریپتان ها ، داروهایی که برای من تجویز شده است تا درد کمر درد مزمن را کاهش دهد. من Advil را گرفتم تا سعی کنم درد سیستم عصبی ام را که روی من فریاد می کشد بی حس کنم ، و قهوه را نوشیدم تا دوباره احساس بی حسی ، بیداری و حضور کنم.

در داخل ، احساس می کردم قهوه ای که بیش از حد نوشیده ام – تا حد لزوم ، هر روز آماده رو به جوش آمدن در هر دقیقه.

من نیز مانند بسیاری از وکلا ، شخصیتی از نوع A هستم و انتظارات زیادی را برای خودم رقم می زنم و سعی می کنم از آنها پیشی بگیرم. و مانند بسیاری از زنان ، من شکر و ادویه و هر چیز خوبی بوده ام ، زیرا این همان چیزی است که دختران کوچک از آن ساخته شده اند ، درست است؟ من از “کالاها” و “بایدها” به عنوان یک نقشه راه برای زندگی خود استفاده کرده ام. چگونه یک خوب وکیل رسیدگی به این؟ چه چیزی خوب مادر می گویند؟ چه چیزی خوب خواهر انجام دهید؟ آ خوب دوست؟ همسر؟ فرزند دختر؟

و یاور خوب ، باید به این س questionsالات بی پاسخ برای من پاسخ داد. شما باید ساعات بیشتر صورتحساب؛ یک وکیل خوب شما باید داوطلب آن کمیته مدرسه. یک مادر خوب شما باید لاغرتر بودن همه زنان خوب هستند. شما باید، شما باید. و من کردم ، یا حداقل سعی کردم.

و آن فنجان قهوه پر و سوزان داغتر و پرتر می شد و با هر کالای خوب و خوبی سرریز می شد.

شاید پس از آن ، جای تعجب نیست که همه گیری درد کمر مزمن من را که از قبل کنترل می شود ، کنترل کند. این سفر به بیمارستان اولین سفر برای شرایط من نبود. من سالهای گذشته بارها در بیمارستان بوده ام ، اما ویزیتهای قبلی همه تزریق سرپایی بود و یک روز اینجا و یک روز آنجا. هر چند این بار نیست. این بار ، تقریباً دو هفته در بیمارستان بستری شده بودم ، که به معنای تعطیل کردن وقت کار بود (اگرچه ممکن بود یکی دو تماس گرفته باشم) و حتی همسر و بچه هایم را بدون من در خانه رها می کردم.

اما هویت من مدت طولانی است که در انجام همه کارها پیچیده است. و اما چیزی به عنوان انگ و کمرنگ بودن به عنوان درد کمر تهدید به خنثی کردن این هویت ، از بین بردن همه آن است. در بستری های قبلی ، من می توانستم عکس هایی از خودم را که به یک IV در یک اتاق کوچک بیمارستان متصل است ، لپ تاپم جلوی من باز شود ، با جمله هایی مانند “درد ممکن است سخت باشد ، اما من سخت تر” ارسال می کنم. اما بعد همه گیر شد.

در ماه مارس و آوریل ، حتی در حالی که به بچه هایم در مدرسه آنلاین کمک می کردم و سعی در حفظ روحیه آنها داشتم ، توانستم ماه های محکمی را اعلام کنم. من از والدین و همسرانم اطمینان حاصل کردم که آنها در امنیت به سر نمی برند ، چند کنفرانس مجازی انجام دادم ، مشتری جدید آوردم و با احتیاط وارد قهوه های والدین مجازی شدم که از طرف مدارس دخترم ارائه شده اند.

اما احساس می کردم خلا تاریک دردی که مرا می مکد ، احساس می کند. درد وارد محیط بینایی من می شود و به من نزدیک می شود تا اینکه دنیای من به نظر می رسد شکسته است ، مثل اینکه از شیشه های خرد شده نگاه می کنم. اتاق خواب من به پناهگاه مستمر من تبدیل شد و در تختم دراز کشیده بود و چشمانم را فشار داده بود تا مغزم از خستگی ناشی از درد مزمن سعی در استراحت داشته باشد.

این درد دشمن واقعی نبود. این فقط یک علامت بود. روش بدن من برای گفتن به من … راه مغز من برای مجبور کردن من … برای متوقف کردن ، موجودی گرفتن ، گرفتن برخی دیدگاه ها. فشارهای مداوم حرفه ما ، میل به صورتحساب برای ساعات بیشتر ، نیازها و خواسته های شبانه روزی مشتریانی که من عمیقاً به آنها اهمیت می دهم ، میل به صورتحساب ساعت های بیشتر ، با وجود هرج و مرج متعاقب آن در اطراف ما ، مقصر واقعی بودند همانطور که آنها با کمال گرایی و رانندگی داخلی من آمیخته اند.

بنابراین ، در حالی که در آن تخت بیمارستان نشسته بودم ، از سم زدایی از Advil و مقدار زیادی قهوه ، مجبور به تزریق IV دیگر ، داروهای جدیدی که بی وقفه می چکیدند و از رگهایم می پیچیدند ، شروع به شفاف سازی کردم. مه شروع به از هم گسیختگی می کند ، منشور هاله عقب می رود. من می توانستم دوباره ببینم ، هم به معنای واقعی و هم به صورت مجازی ، و بخصوص می توانم ببینم که دیگر نمی توانم با خودم رفتار کنم انگار که من یک مensثر ، تجزیه ناپذیر هستم. به جای نادیده گرفتن و بی حس کردن درد ، به جای گفتن: “اوه ، من خوبم” ، لازم بود که به درد توجه کنم ، آنچه را که با عصبانیت برای من زمزمه می کند گوش دهم و خواهش می کنم که بشنوم.

این گفت: “شما دیگر کافی هستید” ، پژواک تیز هر کلمه در هر مسیر عصبی من می لرزد. “هیچ چیز دیگری وجود ندارد که شما نیاز به اثبات داشته باشید.” وکیل در من می خواست بحث کند ، تا به دفاع از Good and Should بپردازد. اما مادر در من ، با عشق و دلسوزی ، سعی در گوش دادن به او داشت ، نوعی گوش دادن دلسوزانه که به فرزندانم ، شوهرم ، یک دوست ارائه می دهم.

“سلامتی” و “ذهن آگاهی” در حرفه وکالت تبدیل به واژه های مرسوم شده اند ، و با این حال ، مانند کلمات دیگر – تنوع ، شمول ، حقوق صاحبان سهام – مانند گفتن آنها ، یا ارسال برخی از ابتکارات مرتبط در وب سایت یک دفتر حقوقی ، به اطراف پرتاب می شوند. کافی است اکثر وکلا اندک اندکی به عواقب واقعی و گسترده آنچه که فکر می کنند ، می پردازند خوب نیست و ذهنیت کمتری شبیه. سلامتی وکیل به معنای وکلائی است که کاملاً انسانی ، دارای زندگی و خانواده و اشتیاق هستند – وکلائی که با دوستان و اجتماعات خود در ارتباط هستند و هنوز هم به خاطر می آورند که برای عدالت کار کردن به چه معناست.

سلامتی وکیل ، برای داشتن معنی و مثر ، مستلزم از هم گسیختگی سیستم ها و کنار هم قرار دادن آنها است. سلامتی وکالت شامل تلاش های متنوع و گنجاندن ، برابری جنسیتی ، و جلوگیری از مجازات مادری ، ابتکاراتی است که رفتارهای سالم را ترغیب می کند و از شر رفتارهای شکسته که منجر به افسردگی ، سو abuse مصرف مواد ، و… منتظر آن… کار زیاد مزمن می شود خلاص می شود.

وقتی آن تخت بیمارستان را ترک کردم ، مصمم شدم که عادتهایی را که پاداش و پایداری وکالت را برای شما فراهم می کند ، پشت سر بگذارم. دیگر هیچ Advil (من داروهای مناسبی برای استفاده دارم) و وقت بیشتری برای ورزش و تعهد به یک تمرین مدیتیشن ، زمان بیشتری برای گوش دادن به بدن من قبل از رسیدن به نقطه شکست دارد. اوه ، و … این یکی صدمه می زند … دیگر قهوه ای وجود ندارد.

و شاید با مصرف کمتر قهوه ، دیگر نتوانم احساس کنم آن فنجان قهوه پر و جوش وجود دارد. شاید در عوض ، من بتوانم مانند اقیانوس در صبح زود نفس بکشم و نفس بکشم ، مطابق صدای داخلی خودم را تجدید و دوباره سازی کنم و امیدوارم دنیای اطرافم را به همان خوبی که می خواهم تغییر دهم.


logo-footer