Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

که در براون علیه داونپورت، قضات بار دیگر با چگونگی تأمین در قانون ضدتروریسم و ​​مجازات اعدام موثر 1996 دسترسی زندانیان ایالتی به بررسی habeas corpus فدرال را تحت تأثیر قرار می دهد. این پرونده ، که روز سه شنبه مورد بحث قرار می گیرد ، به استاندارد بازبینی که دادگاه های فدرال habeas باید هنگام ارزیابی تصمیمات قبلی دادگاه های ایالتی مبنی بر بی ضرر بودن خطاهای محاکمات قانون اساسی استفاده کنند ، می پردازد.

پنجاه و چهار سال پیش ، در چپمن علیه کالیفرنیا، دیوان عالی کشور معتقد است که اکثر اشتباهات محفوظ در قانون اساسی منجر به برگشت در فرجام خواهی می شود مگر اینکه دولت بتواند ثابت کند که این اشتباهات “بدون هیچ شکی منطقی بی ضرر بوده اند”. اما در سال 1993 ، در برشت علیه آبراهامسون، دادگاه استاندارد دیگری را برای بررسی خطای بی ضرر برای موارد habeas corpus فدرال به تصویب رساند و دلیل آن را منافع نهایی و احترام به تصمیمات ایالتی در نظام فدرالیستی ما ذکر کرد. برای موارد habeas ، برشت مستلزم نشان دادن “تعصب واقعی” است ، به این معنی که نقض قانون اساسی مورد بحث باید “تأثیر یا تأثیر قابل ملاحظه یا مضر در تعیین رأی هیئت منصفه” داشته باشد ، قبل از اینکه زندانی بتواند تسکین یابد.

سه سال بعد برشت، کنگره AEDPA را تصویب کرد ، که مقرر می دارد هیچ زندانی ایالتی نمی تواند بر اساس ادعای قانون اساسی که “اساساً در رسیدگی به دادگاه ایالتی مورد بررسی قرار گرفته است” از آزادی خود برخوردار شود مگر اینکه حکم دادگاه ایالتی “منجر به تصمیمی خلاف ، یا شامل استفاده غیر منطقی از قوانین فدرال است که به وضوح وضع شده است ، همانطور که توسط دیوان عالی ایالات متحده تعیین شده است “یا شامل تعیین غیر منطقی حقایق بود. بلافاصله س Questالاتی در مورد رابطه بین AEDPA و برشت استاندارد خطای بی ضرر که در Fry v. پلایر و دیویس علیه ایالا، دیوان عالی اعلام کرد که AEDPA جابجا نکرده است برشت، بلکه این را برشت “شامل” AEDPA. پرونده اروین لی داونپورت اکنون از دادگاه می خواهد دقیقاً به چه معنا باشد.

داونپورت به جرم قتل درجه یک و عمدی محکوم شد و پس از محاکمه ای که در جلوی هیئت منصفه به طور قابل توجهی در بند بود ، بدون امکان مشروط به حبس ابد محکوم شد. سه سال قبل از محاکمه داونپورت ، دیوان عالی کشور رسیدگی کرد دک علیه میسوری این که بستن یک متهم جنایی در مقابل هیئت منصفه ذاتاً مخرب است و حقوق پروسه دادرسی متهم را نقض می کند مگر اینکه دولت بتواند “نیاز ویژه” ای را برای توجیه قید و بند نشان دهد. چنین توجیهی در مورد داونپورت ارائه نشد.

در درخواست تجدیدنظر ، داونپورت استدلال کرد که محکومیت وی باید به دلیل نقض قانون اساسی لغو شود ، اما دادگاه های تجدید نظر میشیگان تشخیص دادند که این خطا بی ضرر است. در محاکمه ، هیچ س questionالی وجود نداشت که داونپورت قربانی را کشته باشد. تنها س questionsالات این بود که آیا او در دفاع از خود عمل کرده است و آیا قتل را از پیش برنامه ریزی کرده است. در جلسه محاکمه پس از محاکمه در دادگاه ایالتی ، اعضای هیئت منصفه شهادت دادند که آنها غل و زنجیرها را دیده اند ، در طول محاکمه در مورد بندها صحبت کرده اند و فکر می کردند که داونپورت خطرناک است. اما اعضای هیئت منصفه همچنین شهادت دادند که آنها در مورد مشاجره در طول بحث و گفتگو بحث نکرده اند و اعتقاد ندارند که این امر بر حکم آنها تأثیر می گذارد. دادگاه تجدیدنظر و محاکمه میشیگان با استناد به این شهادت اخیر معتقد بودند که این خطا بی ضرر است. دادگاه عالی میشیگان اجازه تجدیدنظر را رد کرد ، اما تنها پس از رد وابستگی دادگاه استیناف میشیگان به شهادت هیئت منصفه برای حمایت از تجزیه و تحلیل خطای بی ضرر آن. دادگاه عالی ایالتی استدلال دادگاه تجدیدنظر میانی را مغایر با مجازات خواند هالبروک علیه فلین – پرونده ای که در آن دیوان عالی کشور تنها اتکا به ارزیابی هیئت منصفه درباره تعصب آنها در مورد رسیدگی به اینکه آیا روشهای امنیتی اتاق دادگاه به طور ذاتی زیانبار است و روند قانونی را نقض می کند را رد کرد. اما دادگاه عالی میشیگان با اشاره به “شواهد قابل توجه گناه ارائه شده در محاکمه” اجازه تجدیدنظر را رد کرد.

داونپورت سپس یک دادخواست habeas corpus فدرال برای مشروطیت ادامه حبس خود به چالش کشید. ایالت نقض مراحل قانونی را پذیرفت. تنها س wasال این بود که آیا خطا بی ضرر است؟ دادگاه منطقه ای فدرال تقاضای کمک را نپذیرفت ، اما هیئت تقسیم شده دادگاه تجدیدنظر ایالات متحده برای حوزه ششم معکوس شد. اکثریت مدار 6 اعمال شد برشت و معتقد بود که قید و بند تأثیر قابل ملاحظه و زیانباری بر حکم دارد. با تعیین آن برشت راضی بود ، 6th Circuit معتقد بود که داونپورت دارای حق تسکین است. اعتقاد نداشت که نیاز به تجزیه و تحلیل AEDPA جداگانه دارد ، زیرا برشت “شامل” AEDPA. سایر مدارها برای برآوردن نیاز به درخواست کنندگان habeas دارند برشت و همچنین به طور جداگانه نشان می دهد که دادگاه ایالتی چپمن تعیین تحت AEDPA غیر منطقی بود. مجله ششم با 7-7 رای منفی به انکار بازبینی داد و دو نفر از هشت قاضی (قاضی اصلی جفری ساتون و قاضی ریموند کتلج) نوشتند که معتقدند تصمیم هیأت داوری اشتباه است اما به طور حتم شایسته نیست. سپس دیوان عالی کشور به این پرونده رسیدگی کرد.

میشیگان ، به عنوان درخواست کننده ، استدلال می کند که زندانیان ایالتی باید به طور رسمی دامنه هر دو را اداره کنند برشت و AEDPA قبل از دریافت کمک. این بدان معناست که داونپورت باید هم نشان دهد که قید و شرط تأثیر قابل ملاحظه ای دارد و هم تأثیر منفی بر حکم پرونده وی دارد و هم اینکه تشخیص دادگاه ایالتی مبنی بر بی خطری بودن غلط بر خلاف یا مستلزم استفاده غیرمعقول از روش های مشخص است. قانون فدرال. این ایالت استدلال می کند که AEDPA بررسی وضعیت فدرال را از رژیمی تغییر داد که در آن قضات فدرال به طور مستقل احکام دادگاه های ایالتی را در مورد دعاوی قانون اساسی مورد ارزیابی قرار دادند و به رژیمی نیاز داشتند که به احکام منطقی دادگاه های ایالتی احترام بگذارند. میشیگان ادعا می کند که این رژیم مغایر مستلزم آن است که دادگاه های فدرال به جای جایگزینی قضاوت مستقل خود ، تصمیمات بی ضرر بودن را از دیدگاه دادگاه های ایالتی ارزیابی کنند. برشت اجازه می دهد. علاوه بر این ، ایالت خاطرنشان می کند که AEPDA به دادگاه های فدرال اجازه نمی دهد که سابقه دادگاه عالی را در زمینه های جدید گسترش دهند ، اجازه نمی دهد که به سابقه دادگاه های مرکزی تکیه کنند ، رسیدگی به شواهد خارج از پرونده دادگاه ایالتی را ممنوع می کند و هنگام استفاده از موارد عمومی به دادگاه های ایالتی اختیار وسیع می دهد. استانداردها زیرا برشت هیچ کدام از این محدودیت ها را ندارد ، میشیگان معتقد است که به AEDPA اجازه می دهد تا خشونت انجام دهد برشت برای جایگزینی تجزیه و تحلیل AEDPA جداگانه.

داونپورت با این استدلال می گوید که وقتی یک زندانی ایالتی فقط از مواد قانونی و واقعی استفاده می کند که به طور مجاز در AEDPA در نظر گرفته شده است ، برشتتشخیص اینکه تعصب واقعی وجود داشت لزوماً به این معناست که تصمیم دادگاه ایالتی مخالف غیر منطقی است. برشت مستلزم “بیش از یک احتمال منطقی است که خطا مضر بوده است.” بنابراین ، داونپورت استدلال می کند ، اگر بیش از یک “احتمال معقول” وجود داشته باشد که خطا مضر بوده است ، هیچ حقوقدان منصف نمی تواند با یافته های دادگاه ایالتی موافقت کند که دادستان ثابت کرده است که این خطا بدون هیچ شکی منطقی بی ضرر است. به همین دلیل است برشت AEDPA را در بر می گیرد و نیاز به پرس و جو AEDPA جدا را از بین می برد. در چنین شرایطی ، یک تحقیق جداگانه و رسمی AEPDA تکراری و غیر ضروری است.

داونپورت می پذیرد که اگر یک زندانی ایالتی شواهد جدیدی را خارج از پرونده محاکمه بیاورد ، به استدلال هایی که در دادگاه ایالتی یا در دادگاه ارائه نشده است و نه سابقه دادگاه عالی استناد کند ، یا تجزیه و تحلیل دادگاه ایالتی را نادیده بگیرد ، باید تحقیقات AEDPA جداگانه انجام شود. اما او مدعی است که هیچ یک از این کارها را نکرده است ، بنابراین برشت تجزیه و تحلیل باید کافی باشد (ایالت استدلال می کند که مدار ششم به سابقه مدار متکی بود ، مدارک جدیدی را در زمینه علوم اجتماعی به ارمغان آورد و استدلال های جدیدی را که هرگز در دادگاه ایالتی مطرح نشده بود مطرح کرد ، به طوری که حتی تحت آزمایش خود داونپورت ، تحقیقات AEPDA جداگانه مورد نیاز است.)

اگر میشیگان برتری پیدا کند و تحقیقات AEDPA جداگانه لازم باشد ، باید دید که آیا دیوان عالی کشور پرونده را به دادگاه ششم واگذار می کند تا آن تحقیقات جداگانه را انجام دهد یا خود موضوع را بررسی کند. جالب اینجاست که دو طرف حتی نمی توانند در مورد تصمیم دادگاه ایالتی موضوع تجزیه و تحلیل AEDPA توافق کنند. داونپورت معتقد است که تصمیم دادگاه عالی میشیگان آخرین تصمیم مستدل است ، زیرا استدلال خطای بی ضرر دادگاه تجدیدنظر میشیگان را رد کرد. این ایالت استدلال می کند که حکم دادگاه عالی میشیگان تصمیم موجهی نبود ، زیرا درخواست درخواست تجدیدنظر را رد کرد. در عوض ، ایالت از دادگاه فدرال می خواهد که حکم دادگاه عالی را بررسی کند و تصمیم دادگاه استیناف میشیگان را در مورد اساس تجزیه و تحلیل AEDPA بررسی کند. در هر صورت ، داونپورت استدلال می کند که می تواند الزامات سختگیرانه AEDPA را برآورده کند ، و دولت ادعا می کند که نمی تواند.

این مورد ، هرچند فنی است ، اما چه زمانی و آیا زندانیان ایالتی قادر به دریافت کمک های طبیعی خواهند بود. برگزاری آن برشت به طور خودکار AEDPA را برآورده می کند – حتی در زیرمجموعه ای از موارد – به معنای یک مانع کمتر برای درخواست کنندگان habeas برای دریافت کمک است. اما دادگاه روبرتز به طور فزاینده ای دامنه بررسی habeas فدرال را در محدوده دادرسی مجدد AEDPA محدود کرده است و بدین ترتیب برای زندانیان ایالتی که دعاوی آنها در دادگاه ایالتی مورد رسیدگی قرار گرفته است ، بسیار دشوار است. و دادگاه عالی کاملاً مایل بوده است که به دادگاههای بدوی – و به ویژه مدارس ششم – سرزنش کند ، زیرا در تصمیمات دادگاههای ایالتی از نظر AEDPA احترام کافی نشان نداده است.

logo-footer