Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

اینجا در بالاتر از قانون ، من غالباً خودم را به عنوان حواس پرت تصور می کنم ، قانونی کردن همه مواد مخدر و کنترل اسلحه به طور کلی بد است آزادیخواه در عین حال ، گرچه باید اعتراف کنم که اکثر ترجیحات سیاست های من ، مورد پذیرش عمومی ، درست یا غلط شهروندان نیست ، اما واقعاً اعتقاد ندارم که فلسفه سیاسی یا حقوقی من را می توان منصفانه رادیکال توصیف کرد. پسندیدن جان استوارت میل، من به سادگی احساس می کنم که یک تمایز مهم بین “اعمال مربوط به خود” و همه “اعمال مربوط به سایر” وجود دارد. به تمایز را توضیح دهید، مورد اول شامل انجام کارهایی با خود است که به دیگران آسیب نمی رساند اگرچه ممکن است خود تخریبی باشد ، در حالی که مورد دوم شامل سایر اعمال دیگری است که می تواند به دیگران آسیب برساند. این در کاربرد عملی برای مواردی مانند مواد مخدر و اسلحه به معنای تمایز بین قوانینی است که رانندگی تحت تأثیر جرم را مجازات می دانند ، یا خشونت غیرمجاز اسلحه علیه بی گناهان را با قوانینی که داشتن یا استفاده ساده از آنها را جرم تلقی می کند ، وجود ندارد و خطر دیگری برای آنها ایجاد نمی کند.

وقتی آزادیخواهی زنده و مجاز من را در سیاست آموزش اعمال می کنید ، ممکن است انتظار داشته باشید که من را در قطار انتخاب مدرسه پیدا کنید. جز این ، هر چه بیشتر بررسی کرده ام که طرفداران “انتخاب” مدرسه (از جمله آزادیخواهان) خواهان کارکرد این سیستم ها هستند ، بیشتر شروع به استفاده از کلمه “انتخاب” به عنوان نام غلط کردم. در واقع ، من سیستم های انتخاب مدرسه را ارائه می دهم ، زیرا آنها در حال حاضر هر اصل آزادی وجدان را نقض می کنند.

اول ، بیایید بررسی کنیم که چگونه انتخاب مدرسه توسط طرفداران آن به تصویر کشیده می شود. بر اساس موسسه عدالت، یک موسسه حقوقی آزادیخواه ، با منافع عمومی ، انتخاب مدرسه در مورد تأمین “همه والدین ، ​​بدون در نظر گرفتن وسایل … آزادی انتخاب مکان و نحوه آموزش فرزندان آنها” است. این ممکن است برای بسیاری از جمله خودم کاملا منطقی به نظر برسد. اما هرچه بیشتر در سیاست واقعی که از آن دفاع و ترویج می شود کاوش کنید ، این توصیف گمراه کننده تر می شود. پیش از آنکه بخواهم از مواضع موسسه در مورد “انتخاب مدرسه” انتقاد کنم ، بگذارید کاملاً روشن باشم: انستیتوی عدالت کارهای شگفت انگیز زیادی انجام می دهد ، به ویژه در مورد اصلاحات در عدالت کیفری ، از جمله مبارزه با دولت وحشتناک و تبعیض آمیز تمرین از ضبط دارایی مدنی. و در افشای اطلاعات کامل ، قبل از اینکه به ایالت آلاسکا برگردم ، حتی برای کار در انستیتو اقدام کردم.

گفته شده ، آنچه باعث شده است كه موضع اظهار شده م theسسه در مورد “انتخاب مدرسه” نادرست باشد ، این است كه چگونگی تأمین این “آزادی انتخاب” را كنار می گذارد. به عنوان مثال ، اگر فقط به والدین “آزادی انتخاب” داده شود ، زیرا دولت فدرال ایالتهای ناخواسته و مودیان را مجبور به پرداخت هزینه آن كرده است ، من می گویم صادقانه نمی توان گفت كه چنین سیستمی نشان دهنده تعهد به آزادی انتخاب یا خود است با توجه به عمل

مبادا فکر کنید اینها همه فرضی است ، تصور کنید اسپینوزا علیه مونتانا. یک مورد موسسه عدالت هنوز هم tout به عنوان یک پیروزی برای “انتخاب” مدرسه. که در اسپینوزا ، س presentedال ارائه شده این بود که آیا قانون اساسی “ممنوعیت کمک” مونتانا به دین می تواند مدارس دینی را از دستیابی به بودجه دولتی که از طریق برنامه بورس تحصیلی ایالت تأمین می شود ، جلوگیری کند؟ سرانجام ، دیوان عالی کشور معتقد بود که استثنا مدارس دینی موجب نقض اعمال رایگان دین می شود. نتیجه این شد که اکنون مayدیان و ایالت ها هستند مأمور مدارس دینی را در برنامه های یارانه دولت برای آموزش خصوصی بگنجانید.

مسئله در اینجا این است که یک م ratherلفه کاملاً آشکار آزادی مذهبی ، همانند جیمز مدیسون است قرار دادن آن، “این دین یا وظیفه ای که ما به خالق خود و نحوه تخلیه آن مدیون هستیم ، فقط با دلیل و محکومیت است ، نه با زور و خشونت.” با این حال ، دیوان عالی کشور بارها و بارها این کار را کرده است برگزار شد، همانطور که در اسپینوزا، مگر اینکه دولت ها شهروندان را مجبور به پرداخت یارانه به کلیساها و آیینی کنند که نمی خواهند از آن حمایت کنند یا حتی به آن اعتقاد دارند ، “آزادی” مذهبی به گونه ای نقض می شود. به بیان ساده ، تنها “آزادی” که در اینجا ترویج می شود ، آزادی مجبور کردن شهروندان غیر تمایل به حمایت مالی از عقاید مذهبی یا کلیساها است. اما وقتی سیستم های آموزشی به این روش کار می کنند ، جایی که تأثیر این امر این است که افراد بی ایمان یا شهروندان دگرباش جنسی مجبور به پرداخت یارانه آموزش اعتقادات مذهبی می شوند – اعتقاداتی برای شما مهم است که چیزهایی مانند همه افراد بی ایمان را شایسته پوسیدگی در جهنم برای تمام ابدیت یا بچه های پرورشی است. در یک برنامه دولتی باید باشد دسترسی به خانه های دوست داشتنی و واجد شرایط که در آن زوج های همجنس ساکن هستند ، منع شده است – توصیف چنین سیستمی به عنوان ترویج انتخاب آزاد کاملاً پوچ است. اگر عمدا گمراه کننده نباشد. زیرا آنچه در واقع جریان دارد نقض فاحش آزادی وجدان آزاد است.

مسلماً ، اگر سیستم انتخاب مدرسه صرفاً به شهروندان اجازه می دهد تا پولی را كه شخصاً برای آموزش و پرورش می پردازند به مدرسه مورد نظر خود هدایت كنند ، این امر بیانگر آزادی انتخاب و یك عمل مربوط به خود خواهد بود. حتی اگر چنین سیستم غیر ترجیحی ، به طور جداگانه خودمختار نقض شود درک اولیه از آزادی مذهبی. اما همانطور که در بالا در مواردی مانند این نشان داده شده است اسپینوزا، این سیستمی نیست که ما داریم. آنچه ما داریم سیستمی از “انتخاب” مدرسه است كه با وادار كردن شهروندان به یارانه آموزش عقاید دینی كه قاطعانه با آن مخالف هستند ، مرتباً وجدان آزاد را نقض می كند. در عوض بیایید این سیستم ها را برای بسیاری از آمریکایی ها بنامیم: استبداد.


کارهای تایلر بروکر در مجله Gonzaga Law Review ، The Legal Review در آلبانی منتشر شده و در دانشگاه حقوق ممفیس بررسی می شود. در صورت تمایل به برای او ایمیل بزنید یا او را دنبال کنید توییتر برای بحث در مورد ستون خود.

logo-footer