Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

OMG ، من چیزی را بازتوییت کرده ام. آیا تأیید است؟ یعنی من پیام را تأیید می کنم؟ اگر آن را “دوست” داشته باشم و دوباره آن را بازنویسی کنم ، چه؟ بحث در مورد معنای آن این است که وقتی استادان حقوقی بازتوییت می کنند یا یک توییت را دوست دارند. یا به عبارت دقیق تر ، معنای آن برای دانشجویان چیست.

برای من ، نکته اساسی توییتر یادگیری است. این همان کاری است که من در توییتر انجام می دهم. من درباره چیزهای جالب ، از علم گرفته تا فلسفه ، چیزهایی می آموزم. همچنین مرا سرگرم می کند. من شوخ طبعی می بینم و من شادی و پشتیبانی و امید را می بینم. البته ، من بدترین توییتر را نیز می بینم.

من شروع به بازتوییت کردن موارد سیاسی بیشتری کردم. یک دلیل این است که پروفسور حقوق من دنبال کردن توییترهای سیاسی بیشتر است. اما بیشتر به این دلیل است که به نظر من # واتابوتیسم جنون آمیز است. این مانند این است که دو کودک درگیر درگیری با چاقو باشند که می گویند فقط زخمهای چاقویی که آنها وارد کرده اند صالح است. بازی های Gotcha و “رفر” هایی که برای یک تیم بازی می کنند و فقط در بازی های تیم حریف پرچم می خوانند برای من دردسرساز هستند. عوامل تعیین کننده ای بیشتر از این است که چه کسی اول چاقو زده است ، مانند ناحیه زخم چاقو و قصد پشت زخم. امیدوارم به زودی عادت کنم توییتر سیاسی بخوانم.

من دوباره توییت می کنم و آرزوی قلبی خودم را دوست دارم ، هم چیزهایی که با آنها موافقم و هم مواردی که مخالف آنها هستم. من فارغ از اینکه با این توییت موافق هستم یا نه یاد می گیرم. آیا این باعث می شود من یک هگلی باشم؟ مطمئناً ، بعضی اوقات من توییت هایی را صدا می کنم که فکر می کنم مشکل ساز ، خلاف واقع یا اشتباه هستند. و بعضی اوقات ، من خصوصاً در زمینه های تخصصی ، تنظیمات سیاست خود را تلسکوپ می کنم. من ممکن است درست باشم ، یا ممکن است تحصیل کنم. در هر صورت ، جالب است.

نقش آکادمی حقوقی جستجوی حقایق اصلی ما است ، که نیاز به نگاه ناف به ارزشهای اخلاقی دارد. سرکوب ایده آل ها – حتی بدها – با این مخالف است. وقتی همه ارزش های یکسانی داریم ، گوش دادن به دیگران آسان است. همانطور که یک دوست یک بار به من گفت: “ایجاد توانایی برای گوش دادن و درک ایده های مختلف ، فرهنگ های مختلف ، ارزش های اخلاقی متفاوت و تجارب مختلف مطمئناً روش اصلی برای به حداقل رساندن نادانی خود و به حداکثر رساندن تجربه علمی خود با یادگیری از یکدیگر است.”

این بدان معنا نیست که ما باید تعصب در آکادمی را تحمل کنیم. ریشه تعصب جهل است که ناشی از پناه بردن از دیدگاههای مختلف جهان است. همانطور که دوست من نیز گفت ، “تعصب در م institutionسسات دانشگاهی جایی ندارد ، خصوصاً م oneسسه ای که در جستجوی بی پایان حقیقت ، بررسی انتقادی ارزشهای اخلاقی و توسعه مهارتهای اساسی خلاقیت و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات است.”

این جستجوی حقیقت مستلزم فروتنی و عطوفت استادان نسبت به آنچه من اغلب می بینم ، است. این بدان معناست که باید منافع شخصی خود (یا به عبارت دقیق تر ، ناامنی های خود) را کنار بگذاریم. یعنی اعتراف کنیم که همه پاسخ ها را نداریم. این بدان معنی است که اعتراف می کنیم همیشه درست نیستیم.

و این به معنای مخالفت نبودن برای برنده شدن در مسابقه محبوبیت درجه 8 است. هدف از استدلال های متقابل جستجوی حقیقت و افزایش کیفیت استدلال های خود شما است. حتی ممکن است به این معنی باشد – GASP – رد استدلال های خود در برابر شواهد خلاف آن.

اما ، شاید این مورد وجود داشته باشد که اساتید حقوق نیاز به سیاست توییتر دارند در صورتی که دانشجویان برگهای چای را بخوانند و معتقدند که یک استاد برای دانشجویان با ایدئولوژی خاص استفاده می کند. اینجا مال من است

سیاست توییتر LAWPROFBLAWG

  1. بازتوییت تایید نیست.
  2. مانند آن تأیید نیست.
  3. ممکن است تأیید به دلایلی که فکر می کنید تأیید نباشد.
  4. اگر من یک حساب را دنبال کردم ، به این معنی نیست که پست های آن حساب را تأیید می کنم یا می خوانم. من بیش از 18000 نفر را دنبال می کنم و فقط وقت این چنینی را ندارم.
  5. وقتی توییت می زنم ، معمولاً فقط با خلوص قلب و قصد است. اما من انسان هستم. اگر نگرانی یا مشکلی دارید ، لطفاً مرا صدا کنید. من تمام تلاشم را می کنم که گوش کنم و احترام بگذارم. اگر رویکرد مقابله ای بیشتری را انتخاب کنید ، تصور می کنم که شما فقط می خواهید مشهور شوید و کمتر می توانید نگرانی های خود را بشنوید.
  6. توییت های من معمولاً در دسته های زیر قرار می گیرند:
    • جناس
    • توئیت هایی درباره مخالفت من با برخی مواد غذایی مانند آناناس روی پیتزا یا گلدان های فوری. این فقط ترجیحات من است و من سعی نمی کنم اراده خود را به دیگران تحمیل کنم.
    • توییت‌های مربوط به دو فاصله بعد از پایان دوره در پایان جمله. این توییت های سرکش علیه اربابان تک فاصله امپریالیستی من است. ما پیروز خواهیم شد
    • توییت هایی با ماهیت تحلیلی و فکری. بله ، من هنوز بازی کردم.
    • طنز (“Snark”) معمولاً برای نشان دادن ناسازگاری یا منطق معیوب اعمال می شود.
    • من حق خود را حفظ می کنم ، مانند هر کس دیگری ، گاهی اوقات چیزهای دیگر را توییت کنم یا پوزخند بزنم. من تمام تلاشم را می کنم تا این را به حداقل برسانم.
  7. ممکن است من با پیروان تعامل داشته باشم که شما آنها را دوست ندارید و من آنها را دوست ندارم. اشکالی نداره من از افرادی یاد می گیرم که با آنها کنار نمی آیم. با این حال ، اگر تعامل ناخوشایندی داشته ایم ، ممکن است شما را بی صدا کنم. زندگی خیلی کوتاه است. و من راه رفتن روی پوسته های تخم مرغ را تمام کردم. ناخوشایند مکرر منجر به انسداد شما می شود.
  8. من می دانم که به نظر می رسد ، اما من همیشه در توییتر نیستم. همچنین ، من کار می کنم. زیاد.
  9. اگر دوست دارید بورس تحصیلی خود را تقویت کنم ، DM me کنید. من اول آن را خواندم.
  10. این را باید به یاد داشته باشید: بوسه هنوز بوسه نیست. از فردو بپرسید.
  11. اما آه فقط آه است.
  12. با گذشت زمان ، موارد اساسی اعمال می شوند.

البته ممکن است در ادامه کار اینها را تغییر دهم. اما می توانید آنها را برای همیشه به روز کنید اینجا.

امیدوارم اگر آناناس را روی پیتزا دوست دارید ، احساس نمی کنید که دیدگاه مخالف من بر درجه شما تأثیر بگذارد. و من حتی پس از توقف کامل در امتحانات خود متوجه فضا نمی شوم.


LawProfBlawg یک استاد ناشناس در 100 دانشکده برتر حقوق است. شما می توانید بیشتر از علاقه های او را ببینید اینجا. او ادعا می کند که او در رسانه های اجتماعی بسیار سرگرم کننده است. لطفاً او را در توییتر دنبال کنید (lawprofblawg) یا فیس بوک. برای او از طریق ایمیل ارسال کنید lawprofblawg@gmail.com.

logo-footer