Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

یادداشت اد: این مقاله برای اولین بار در آزمایشگاه جوریس، یک مجمع که “تجزیه و تحلیل داده ها مطابق با قانون است.”

این هفته گذشته ، دانشگاه شیکاگو ویلیام بود ملحق شد به “نظرات مشورتی »پادکست در مورد برخی از جنبه های کمتر شناخته شده رویه دیوان عالی صحبت کنید. در حین مکالمه، او از موضوعات کمتر شناخته شده عبور کرد و مستقیماً به سمت مبهم رفت: DIGs.

DIG مخفف کلمه “اخراج به دلیل اعطای غیرقانونی” است که راهی رسمی برای دیوان عالی کشور است که می گوید ای کاش هرگز در پرونده ای گواهی نامه اعطا نمی کرد. بنابراین دادگاه به جای رسیدگی به اصل و اساس ، پرونده را از جیب خود رد می کند و دستور و نظر دادگاه بدوی را باز می گرداند. در واقع یک SCOTUS Ctrl + Z است.

این مکانیسم مبهم باقی می ماند زیرا فقط به ندرت مورد استناد قرار می گیرد. یک مقاله توسط پروفسور مایکل سلیمین و رافائل گلی دریافت که دادگاه از سال 1954 تا 2004 155 پرونده را تشکیل داد که در هر دوره حدود 3.04 پرونده وجود دارد.

از آنجا که مجموعه داده های سلیمین و گلی درست در ابتدای دادگاه رابرتز به پایان می رسد ، من فکر کردم که می توانم یک مجموعه داده مشابه برای دادگاه رابرتز جمع کنم و ببینم آیا چیزی تغییر کرده است یا خیر. گردآوری به پایین این پست پیوست شده است. برخی از شماره های خلاصه بلافاصله در زیر آمده است.

شرایط 1954-2004 دادگاه رابرتز (2005 تا کنون)
مجموع DIG ها 155 25
DIGs در هر ترم 3.04 1.67
DIGs در هر 100 نظر صادر شده 2.33 2.12
به اتفاق آرا DIG٪ 54٪ 78٪
فقط اکثریت DIG٪ 11٪ 16٪
٪ از DIGs با نظر 55٪ 32٪

توجه: برای آمار هر ترم و از هر 100 نظر ، من فقط DIG ها را از شرایط کامل در نظر گرفتم. این یک DIG واحد را از اصطلاح فعلی حذف کرد. من با مشاوره غیر قابل مقایسه تعداد نظرات صادر شده را تعیین کردم بانک اطلاعات دیوان عالی کشور و فیلتر کردن پرونده هایی که بدون نظر در مورد رای دادگاه بدوی رد شده یا از محل دادگاه حل و فصل شده اند. برای درصد رأی دادن ، شمردم سانفرانسیسکو در برابر شیهان به عنوان یک پرونده از زمانی که دادگاه در مورد اینکه آیا هر دو سوال ارائه شده به DIG یا فقط یک مورد اختلاف نظر داشت.

تعداد DIG ها: در حالی که DIGs در هر ترم به طور چشمگیری کاهش یافته است ، این تعداد بیشتر منعکس می شود جیب کوچک شدن دادگاه. تعداد DIGs در هر 100 نظر صادر شده نیز کاهش یافته است اما به این شدت نزدیک نیست – از 2.33 به 2.12 ، یا حدود 9٪.

من انتظار دارم با کوچک شدن اندازه صحن دادگاه تعداد DIG ها بیشتر کاهش یابد. این نظریه این است که دادگاه قبل از اعطای گواهینامه ، وقت بیشتری برای بررسی پرونده های مربوط به وسایل نقلیه دارد.

و شاید این اتفاق واقعاً افتاده باشد ، فقط در ابتدای دادگاه رابرتز نیست. علاقه مندان سنگ سوئدی و منادی انسانهای وحشتناک است جان الوود دارد تغییرات رویه ای را به خوبی در دادگاه ثبت کرده است که به آن فرصت بیشتری می دهد تا پرونده ها را برای مواردی که ممکن است منجر به DIG بعدی شود ، بررسی کند. همانطور که وی متذکر شد ، این تغییرات رویه ای از ابتدای دوره 2014 بیشتر به چشم آمد.

با استفاده از اصطلاح 2014 به عنوان خط تقسیم ، شاهد یک تقابل شدید در تعداد DIG ها هستیم. دادگاه رابرتز قبل از اصطلاح 2014 DIGged 16 پرونده یا حدود 2.38 پرونده در هر 100 نظر صادر شده را صادر کرد. این تعداد در هر 100 نظر صادر شده تقریباً مشابه 51 اصطلاح قبلی قبل از آن است. از زمان شروع دوره 2014 ، دادگاه 8 پرونده یا حدود 1.87 پرونده در هر 100 نظر منعقد کرده است. این از حدود 21.4٪ افت DIGs از ابتدای دوره 2014 است.

و این افت احتمالاً کم نشده است. از 8 پرونده DIGged از دوره 2014 ، حداقل 4 پرونده به دلیل دخالت در شرایطی که پس از اعطای گواهینامه یا به دلیل داشتن طرفی برای تغییر نظریه خود در مورد پرونده ، DIGged شد – تحولاتی که خارج از کنترل دیوان است. فقط 3 مورد از 16 مورد ترم قبل از 2014 را می توان به این ترتیب توصیف کرد.

بنابراین به نظر می رسد تغییرات رویه ای دادگاه که به آن فرصت بیشتری برای بازرسی از مسائل مربوط به وسایل نقلیه می دهد ، باعث کاهش فرکانس DIG ها می شود.

ترکیب DIGs: تفاوت فاحش دیگر این است که تعداد دفعات اتفاق نظر دادگاه در تشکیل پرونده وجود دارد. دادگاه رابرتز در تشكيل پرونده 78٪ از مواقع اتفاق نظر دارد ، كه 24 درصد بهتر از دوره 50 ساله قبل از آن است. تعداد دفعاتی که اکثریت قریب به اتفاق آن را رقم می زند (به عنوان مثال ، هر زمان که یک رأی با روش دیگری تغییر می کند نتیجه را تغییر می دهد) تقریباً ثابت است (11٪ تا 16٪). علاوه بر این ، دادگاه در موارد DIGged نظرات خود را کمتر می نویسد. همه اینها حاکی از آن است که اعضای دادگاه رابرتز در استفاده از DIGs به عنوان ابزاری استراتژیک کمتر پرخاشگری می کنند و در عوض از آن به عنوان ابزاری نهادی دیدن می کنند.

منظور من از ابزار استراتژیک و ابزار نهادی چیست؟

منظور من از راهبردی ، قضات به DIG رأی می دهند تا به نتیجه نهایی که در یک پرونده خاص یا یک مسئله حقوقی خاص ترجیح می دهند ، برسند. نمونه ای از یک DIG استراتژیک ممکن است باشد Boyer v. Louisiana، جایی که تراز بندی 5-4 رأی تقریباً منعکس می کند که یک رأی شایسته پیش بینی شده چگونه است.

منظور من از نهاد ، دادرس ها به DIG (1) رأی می دهند تا به طور جمعی یا (2) به دیوان منفعت برسانند ، به گونه ای که اهداف جمعی را بر ترجیحات فردی قضات قرار می دهد. نمونه ای از DIG های سازمانی یک خواهد بود خط از موارد جایی که دادگاه پرونده ها را پس از تغییر درخواست کنندگان از نظریه پرونده بررسی کرد. با تشكيل پرونده ها ، دادگاه به دادگاه پيشرفته ديوان عالي كشور علامت مي دهد كه تاكتيك هاي طعمه و سوئيچ را براي پيشبرد منافع مشتري تحمل نخواهد كرد. اعضای وکالت – که واحد پول آنها با دادگاه به دلالی صادق بودن بستگی دارد – سپس به طور م effectivelyثر خود پلیس را بازرسی می کنند ، به دادگاه اجازه می دهد تا برای حل و فصل پرونده ها به دادگاه عالی برای کمک به کارشناسان وابسته باشد.

مثال دیگر – کاملاً بر اساس حدس من – از DIG سازمانی است اولین شرکت مالی آمریكا علیه ادواردز. ادواردز یکی از گیج کننده ترین DIG های تاریخ است. این پرونده یک سلف بود Spokeo، Inc. v. Robins، طرح یک مسئله دائمی تقریباً یکسان در ماده III. از آنجا که پرونده مربوط به ایستادن بود ، مشکلات احتمالی وسیله نقلیه – مسائل نهفته ای که دادگاه را از رسیدن به سوال ارائه شده جلوگیری می کند – ممکن است اما به شدت کاهش می یابد. آنچه که DIG را بسیار گیج کننده می کند این است که دادگاه بدون هیچ نظری در آخرین روز دوره ، 213 روز پس از استدلال شفاهی ، پرونده را تشکیل داد. این تاخیر کاملاً فراتر از زمان متوسط ​​(55 روز) و میانگین (6/58 روز) بین استدلال شفاهی و DIG است. (تأخیر بیش از حد فقط با توضیح داده نمی شود ادواردز‘تاریخ استدلال اولیه؛ 40٪ از دادگاه های Roberts Court DIG پس از استدلال مربوط به مواردی است که بین ماه های اکتبر و نوامبر بحث شده است.) و این در مقایسه با سایر DIG ها که غالباً طی دو هفته پس از بحث رخ می دهد ، پوچ است.

این همان جایی است که ما به حدس خالص ضربه می زنیم: اگر من یک مرد شرط بندی بودم ، می خواستم پیش نویس نظرات را برای آن در نظر بگیرم ادواردز از طریق اتاقها پخش می شود اما هیچ اکثریتی نمی تواند حول یک استاندارد جمع شود. و می توانید بفهمید که چرا یافتن استاندارد برای ادغام در این زمینه دشوار است اسپوکو ایجاد کرده است یک صنعت کلبه توضیح می دهد چه اسپوکو به معنای. به جای صدور یک نظر کثرت شکسته در مورد اساسی ترین شرط قضایی (که دادگاههای پایین را مجبور می کند بفهمند کدام نظر تحلیل آنها را کنترل می کند) من حدس می زنم دادگاه تصمیم گرفت در مورد این موضوع صحبت کند. اگر حدس من درست باشد ، دادگستری ها وارد می شوند ادواردز تصمیم گرفت که با جمع آوری پرونده به ایفای نقش خود در صحبت جمعی و منسجم درباره قانون کمک کند ، در حالی که صدور رای شایسته این نقش نهادی را زیر پا می گذارد. اگرچه در مواردی ممکن است دادگاه به صدور نظرات کثرت نیاز داشته باشد ، اما من فکر می کنم این یک پیشرفت مثبت است.

صرف نظر از همه این تجزیه و تحلیل ها ، من فکر می کنم همه ما می توانیم قبول کنیم که واقعاً فوق العاده است من این کل پست را بدون حتی یک جناس DIG به دست آوردم.

بیشتر بخوانید در The Juris Lab


برایان گیودن یک همکار ارشد در Vinson & Elkins LLP در دالاس است ، جایی که فعالیت وی در مورد دادخواست سهامداران و ادغام و تجدیدنظر خواهی متمرکز است. وی قبل از فارغ التحصیلی از دانشگاه علوم پزشکی ویلیام و مری ، در دانشگاه بریگام یانگ اقتصاد تحصیل کرد. نظرات بیان شده در اینجا تنها برایان است و منعکس کننده نظرات هیچ یک از کارفرمایان یا مشتریان وی در گذشته یا حال نیست. برایان را در توییتر دنبال کنید BryanGividen.

logo-footer