Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

سمپوزیوم
قاضی بریر در حال سخنرانی

قاضی استفان بریر در سال 2013 در یک رویداد با حمایت سمینار جهانی سالزبورگ در واشنگتن دی سی در مورد حاکمیت قانون سخنرانی می کند. (سمینار جهانی سالزبورگ از طریق فلیکر)

این مقاله بخشی از الف است سمپوزیوم در رویه قضایی قاضی استفان بریر.

برنت نیوتن استاد مدعو حقوق در دانشکده حقوق پن استیت-دیکینسون است. او قبلاً سمینارهایی در مورد فقه بریر در کالج حقوق دانشگاه واشنگتن آمریکا تدریس می کرد.

دو طیف در میان قضات دیوان عالی وجود دارد، به‌ویژه آنهایی که از زمان ظهور نیو دیل در آمریکای مدرن خدمت کرده‌اند. یکی زنجیره ایدئولوژیک معروف لیبرال محافظه کار است. در میان قضات مدرن، کلارنس توماس نمونه قطب محافظه کار است، در حالی که تورگود مارشال نمونه قطب لیبرال است. یک طیف متفاوت و کمتر مورد بحث، پیوستار ایده‌آلوگ-پراگماتیست است. توماس و مارشال هر دو هدف ایدئولوژیک این اقدام را اشغال کرده اند. در نقطه مقابل طیف دوم، قضات عمل گرا مانند ساندرا دی اوکانر و لوئیس پاول قرار گرفته اند.ایدئالوگ ها به دنبال تغییر شکل رویه قضایی دادگاه در بینش ایدئولوژیک خود، خواه لیبرال یا محافظه کار بوده اند، که اغلب به قیمت تصمیم گیری خیره شده و معمولاً با شدت بیشتری در نظرات مخالف ابراز می شود. به مارشال و ویلیام برنان در پرونده های مجازات اعدام فکر کنید. برعکس، پراگماتیست‌ها، که لزوماً معتدل‌های ایدئولوژیک هستند، برای گام‌های کوچکی در تکامل فقهی دادگاه تلاش کرده‌اند و اغلب آرای نوسانی بوده‌اند – به‌طور مشهودتر به‌عنوان نویسندگان عقاید همسو در قضاوت محوری. این عمل‌گرایان عواقب واقعی تصمیمات دادگاه را در نظر می‌گیرند و برای تصمیم‌گیری خیره‌کننده و احکام محدود ارزش قائل هستند. به اوکانر یا آنتونی کندی در پرونده های حقوق سقط جنین فکر کنید.

از نظر ایدئولوژیک، استفان بریر عموماً یک لیبرال میانه رو بوده است – اگرچه در چارچوب همه عدالت از دهه 1930 به طور دقیق تر به عنوان یک میانه رو شناخته می شود. در طیف دوم، او بیشتر یک عمل گرا است تا یک ایده آلوگ.

یک معتدل ایدئولوژیک

دانشمندان علوم تجربی تجربی از یک رتبه بندی ایدئولوژیک عدالت به نام امتیاز مارتین-کوین استفاده می کنند. نمره مثبت نشان دهنده ایدئولوژی محافظه کارانه است، در حالی که نمره منفی نشان دهنده ایدئولوژی لیبرال است. این مقیاس بر اساس آرای قضات در انواع مختلفی از پرونده ها است. اگرچه یک اقدام ایدئولوژیک ناقص است، زیرا صرفاً الگوهای رأی مثبت یا منفی را در نظر می گیرد (مثلاً رأی موافق یا مخالف متهمان جنایی در پرونده های آیین دادرسی کیفری) و دلایل اغلب ظریف پشت آرا را توضیح نمی دهد. به طور کلی دقیق است. به عنوان مثال، امتیاز توماس برای مدت حضورش در زمین معمولاً بالای 3.0 بوده است، در حالی که امتیازات مارشال به طور کلی زیر 3.0- کاهش یافته است.

نمودار زیر نمرات MC را برای همه قضات از سال 1935 نشان می دهد. این نمودار توسط رندی شوت با استفاده از مجموعه داده مارتین-کوین.

نموداری که ایدئولوژی های قضات را از سال 1935 نشان می دهد

برای بزرگنمایی کلیک کنید.

اگرچه امتیاز بریر (از 0.0 تا 2.0- در دوره 25 ساله وی) امروزه نشان دهنده ایدئولوژی معتدل-لیبرال است، اما در واقع وقتی در زمینه گسترده تر همه عدالت از سال 1935 در نظر گرفته شود، معتدل تر است. به عنوان مثال، امتیاز MQ برای ویلیام داگلاس. در پایان دوره تصدی خود به -8.0 سقوط کرد و مارشال به زیر -4.0 سقوط کرد. امتیازات توماس و ویلیام رنکوئیست هر دو برای چندین ترم 4.0 یا بالاتر بود. بریر گاهی اوقات به گونه ای رای داده است که لیبرال ها را ناامید کرده است. برای مثال، همانطور که در جای دیگر نوشته امآرای او در پرونده‌های متمم چهارم به آرای آنتونین اسکالیا نزدیک‌تر بوده تا به آرای قضات لیبرال. و اگرچه امتیاز بریر تا حدودی آزادتر شده است، اما تغییر نمره او ممکن است منعکس کننده این باشد که خود دادگاه در دوران تصدی او محافظه کارتر شده است، از جمله در انتخاب انواع پرونده های رسیدگی.

عمل گرا

سوابق عمل‌گرایانه بریر به‌عنوان یک قاضی را می‌توان با بررسی انواع مشاغل حقوقی که او قبل از وکالت دادگستری داشت درک کرد، که دیدگاه عمل‌گرایانه او را تقویت کرد. بریر پس از منشی شدن برای آرتور گلدبرگ، در وزارت دادگستری – در بخش ضد انحصار و در کارگروه واترگیت کار کرد. پس از آن به یک دانشگاهی تمام وقت تبدیل شد. اگرچه او یک استاد حقوق در هاروارد بود، اما حوزه تخصصی او حقوق اداری بود که یکی از حوزه های عملی تر است. او همچنین یکی از اعضای هیئت علمی مدرسه دولتی کندی هاروارد بود که او را از برج عاج حذف کرد و او را روی مسائل دنیای واقعی متمرکز کرد.

سرانجام، و شاید مهم‌تر از همه، بریر قبل از تبدیل شدن به یک قاضی، در نقش‌های کلیدی سیاست‌گذاری در دولت فدرال خدمت کرد. زمانی که در مرخصی از هاروارد بود، به عنوان مشاور حقوقی ارشد در سنا خدمت کرد. او نقش کلیدی در ایجاد قوانینی داشت که خطوط هوایی را از مقررات خارج می کرد. و در حین خدمت در دادگاه استیناف ایالات متحده برای بخش اول، نقش بسیار تأثیرگذاری در ایجاد دستورالعمل‌های صدور احکام فدرال به عنوان یکی از اعضای اصلی کمیسیون مجازات ایالات متحده داشت. آن تجربیات به بریر هم نحوه سازش و هم تکیه بر داده ها را به جای ایدئولوژی آموخت. کار او در کاپیتول هیل به او در مورد واقعیت های سیاسی قانون گذاری آموزش داد و او را به نگاه کردن به تاریخچه و هدف قانون گذاری به جای صرفاً به زبان ساده آن، علاقه مند کرد.

بریر معتقد است که دادگاه ها باید منابع اطلاعاتی متنوعی را در تصمیم گیری در نظر بگیرند – بسیار فراتر از ابزارهای قضایی سنتی مانند قوانین تفسیری و قانونی. او طرفدار این است که در موارد مناسب، قضات باید از علوم سخت و نرم، مانند اقتصاد، در تصمیم گیری مطلع شوند. او همچنین نگران عواقب واقعی تصمیمات قضایی و «قابلیت اجرایی» قوانین ایجاد شده توسط قضایی بوده است. سرانجام، با بازتاب جهان بینی گسترده تر خود، بریر معتقد نیست که ایالات متحده انحصار خرد قضایی را در اختیار دارد.

حتی در پرونده‌های مجازات اعدام، که بریر با نزدیک شدن به لغو کامل مجازات اعدام به‌عنوان خلاف قانون اساسی، ظاهراً شبیه مارشال و برنان است، دلایل او کمتر ایدئولوژیک و بیشتر عمل‌گرایانه است. مهمترین دلایل او تاخیرهای سیستماتیک در اجرای اعدام است – که همانطور که او در مخالفت 2020، اهداف مجازات اعدام را تضعیف می کند.

در مجموع، دهه‌ها بعد، من معتقدم که بریر بیشتر به خاطر یک عمل‌گرای میانه‌رو شناخته می‌شود، عدالتی که اساساً توسط ایدئولوژی هدایت نمی‌شود، بلکه بیشتر توسط عمل‌گرایی کاملا آگاهانه هدایت می‌شود.

Write a comment:

*

Your email address will not be published.

logo-footer