Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

مدافعان آزمون وکالت (“وکلای قدیمی”) معتقدند که وکالت برای محافظت از صلاحیت لازم است. به عبارت دیگر ، دلارهایی که در دوره بررسی بار و صرف فرصت های اقتصادی صرف شده اند ، با داشتن امتحانی که “نااهلان” را از بین می برد ، به دلیل صلاحیت حفظ اعتبار این رشته بیش از حد است.

این ادعاست. اشتباه نکن من برای سنین مختلف استدلال کرده ام که این 100٪ نادرست است ، و هدف اصلی آزمون وکالت یک مانع ورود است. مزیت جانبی آن این است که باعث می شود برخی گروه ها با هزینه فارغ التحصیلان دانشکده حقوق که از قبل آماده تمرین هستند ، ثروتمندتر شوند.

مدافعان آزمون وکالت ، نکته آزمون وکالت و دانشکده حقوق چیست؟ به نظر من می توان استدلال کرد که یک مهارت اصلی وجود دارد که امیدواریم دانشجویان حقوق پس از فارغ التحصیلی ظهور کنند. سپس این مهارت ها در آزمون وکالت مورد آزمایش قرار می گیرند.

اگر چنین باشد ، دانشکده های حقوق می توانند به راحتی برنامه درسی را مجدداً استفاده کنند تا آزمون وکالت را با هم حذف کنند. در حال حاضر ، مهارت های کسب شده در دانشکده حقوق به طور مساوی تقسیم نشده و به طور مساوی تخصیص داده نمی شوند. در حالی که برنامه درسی سال اول به صورت سنگی تنظیم شده است ، سالهای 2L و 3L بسته به ترجیحات دانش آموز و تا حدی سلسله مراتب کلاس (کار در ژورنال) متفاوت است. اگر آن را دوباره طراحی کنیم و روند کار را کارآمدتر کنیم ، چه می کنیم؟

بگذارید برخی از اهداف دانشکده حقوق را مطرح کنیم:

  1. استدلال قانونی. اساتید حقوق پیشنهاد می کنند که هدف از تمام این س Socالات سقراطی این است که دانشجو “مانند یک وکیل فکر کند” ، برای طرح مباحث و حقایق برای ایجاد استدلالهایی که در جامعه حقوقی منطقی و سنگین باشد ، طرح کند. استدلال حقوقی به معنای توانایی پیش بینی استدلال های متقابل و اعزام با آنها بدون توسل به مغالطه های منطقی است. این به معنای استفاده از IRAC است. این به معنای قدردانی از روش استقرایی است که قانون قضایی حول آن می چرخد. سرانجام ، به معنای تشخیص مهم بودن واقعیت ها است. عجیب است که ما هرگز در مورد نیاز به کلاس های فقه بیشتر صحبت نمی کنیم.
  2. یادگیری “قانون” (آموزه حقوقی دوره های تدریس شده). به نظر می رسد این چیز بزرگی است که توسط آزمون وکالت آزمایش شده است. آیا RAP را به خاطر می آورید؟ تصور در اینجا این است که دانشکده حقوق مواد پایه ای را تولید می کند تا دانشجویان بدانند که چگونه سیلوهای حقوق ، از قراردادها تا جرم و جنایت گرفته تا قانون کیفری تا دارایی ، کار می کنند. سرانجام ، دانش آموزان از روابط بین محفظه ها قدردانی می کنند ، اما در ابتدا هدف این است که قانون را تحت کمربند دانش آموز قرار دهند.
  3. تفکر انتقادی مطالعه حقوق فقط بررسی این نیست که قانون چیست ، بلکه همچنین می تواند باشد. سیاست ها و پیامدها با توجه به واقعیت ها قانون را راهنمایی می کنند. گزینه های جایگزین مهم هستند. بنابراین این مهارت های تفکر انتقادی می تواند به راهنمایی سیاست های بهتر قانون کمک کند.
  4. اجتماعی شدن در حرفه. سخنرانی های اولیه به شما می گوید که شما در حال ورود به یک حرفه هستید. این که همه حق احترام و عزت را دارند و باید اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد اما این دکوراسیون باید روز را حمل کند. بحث کلاس برای اجرای آن طراحی شده است ، درست تا زمانی که افراد به رسانه های اجتماعی خود بازگردند. اما هدف این است که فرآیند مدنیت آغاز شود.
  5. یادگیری برقراری ارتباط موثر به صورت نوشتاری. نوشتن قانونی یک هنر است و افرادی که آن را آموزش می دهند هنرمند هستند. این مهارت ها باید اصلاح شوند و این از همان سال اول شروع می شود. و اساتید حقوقی بسیار بیشتر کار می کنند.
  6. یادگیری نمایندگی موثر مشتری. اعضای هیئت علمی بالینی تلاش جدی را برای آموزش دانشجویان به نمایندگی از مشتریان و مشارکت در مهارتهای ارتباط شفاهی انجام می دهند. دانشکده بالینی باتجربه می تواند دانش آموزان را از طریق شرایط سختی که در عمل تجربه خواهند کرد ، همه قبل از فارغ التحصیلی راهنمایی کند. و اساتید بالینی کارهای بسیار بیشتری انجام می دهند.
  7. تقویت مهارت در یافتن قانون. کتابداران حقوق مهارت های لازم را برای یادگیری نحوه ارزیابی و یافتن منابع مختلف حقوقی برقرار می کنند. و کتابداران حقوق کارهای بیشتری انجام می دهند.

بنابراین ، مدافعان آزمون وکالت: کدام یک از اینها هستند نه مفید است؟ به نظر می رسد که آزمون وکالت فقط دانش فارغ التحصیل از دکترین حقوقی را مستقیماً و به طور مستقل ، شاید نوشتن مقاله فارغ التحصیل را آزمایش می کند. پاسخ درستی در آزمون وکالت وجود دارد ، درست نیست؟ تفکر انتقادی زیادی برای استفاده در آنجا وجود ندارد. به عبارت دیگر ، وکالت تمام کارهایی که وکلا انجام می دهند را آزمایش نمی کند. و آنچه را که اساتید حقوق تدریس می کنند ، آزمایش نمی کند.

همچنین آزمون وکالت خیلی پیشرفت نکرده است. در حالی که وکلا شکایت داشتند که دانشجویان حقوق نمی دانند چگونه اساسنامه بخوانند ، دانشکده های حقوق تفسیر و مقررات قانونی را اضافه کردند. بار نمی کند. وقتی وکلا شکایت کردند که دانشجویان حقوق نمی دانند چگونه بنویسند ، ما شرایط اضافی نوشتن را اضافه کردیم. بار نمی کند. هنگامی که وکلا شکایت کردند که دانشجویان حقوق “آماده تمرین” نیستند (چون بیگلاو برنامه های آموزشی خود را فرو ریخت) ، دانشکده های حقوق دوباره پا به عرصه گذاشتند.

آنچه در اینجا پیشنهاد می کنم آزمون وکالت یک گلوگاه ناکارآمد و گران است.

بنابراین ، مدافعان عزیز آزمون وکالت ، اگر دانشکده های حقوق در تغییر ساختار جدی بودند ، چه می کنید؟ اگر در سال دوم مهارت های سخت گیرانه و آموزش نوشتن حقوقی را مجبور کنیم چه می شود؟ اگر ما مجبور شویم همه مباحث آزمون وکالت را یاد بگیریم ، و همچنین (زیرا به نظر می رسد برخی از زمینه های جدی را از دست داده اید) قانون اداری و تفسیر قانونی را انجام دهیم؟ اگر ما حتی به مهارت های اضافی دیگری مجبور شویم (مانند آزمون های دکتری Ph.D) چه؟

یا فقط می خواهید دوره تحت پوشش آزمون وکالت را آموزش دهیم؟ بیایید کل حوزه های قانون را فراموش کنیم نه توسط نوار پوشانده شده است. ما می توانیم با پوشش تجارب اضافی نوشتن متوقف شویم ، بنابراین دانش آموزان فقط در دوره های مورد نیاز آزمون وکالت شرکت می کنند؟

قبل از پاسخ دادن به این س questionsالات ، رابطه شما با کنفرانس ملی دادگستری وکلا چیست؟ با تشکر.


LawProfBlawg یک استاد ناشناس در 100 دانشکده برتر حقوق است. می توانید بیشتر از علاقه های او را ببینید اینجا. او ادعا می کند که او در رسانه های اجتماعی بسیار سرگرم کننده است. لطفاً او را در توییتر دنبال کنید (lawprofblawg) برای او از طریق ایمیل ارسال کنید [email protected].

logo-footer