Open/Close Menu وکیل | مشاوره رایگان | وکالت | وکیل آنلاین

الکس جونز از InfoWars (عکس از درو آنگرر / گتی ایماژ)

در 14 دسامبر 2012 ، 26 نفر در نیوتاون ، کانتیکت ، در مدرسه ابتدایی سندی هوک به قتل رسیدند. هنگام بحث درباره این فاجعه هولناک در برنامه خود ، الکس جونز نظریه پرداز توطئه همان کاری را کرد که نظریه پردازان توطئه و شخصی مانند الکس جونز انجام می دهند: او ادعاهای زشتی را مطرح کرد که شامل مواردی بود مانند این تیراندازی “یک حقه بزرگ” بود ، “به اندازه جعلی یک اسکناس سه دلاری” ، یا یک عملیات “پرچم دروغین” بود که بهانه ای برای قانون جدید کنترل اسلحه بود.

همانطور که انتظار دارم هر انسان عاقلی می تواند تصور کند ، والدین بازمانده قربانیان سندی هوک وحشت زده شدند و در واقع ، برخی از آنها به دلیل افترا و ناراحتی عاطفی از جونز در تگزاس (محل نمایش جونز) شکایت کردند. در پاسخ ، جونز از دادگاه های تگزاس خواست تا ادعاهای افترا را با استدلال در مورد سخنرانی وی که با اصلاحیه اول محافظت می شود ، رد کند. در او مختصر جونز به دادگاه عالی تگزاس درخواست مجوز داد ،[t]در طول تاریخ آمریکا ، بسیاری از مردم time زمان و منابع اختصاص داده اند تا روایت های رسمی را زیر سال ببرند و به عمق داستان ها بپردازند تا ارتباطاتی را برقرار کنند که دیگران ندارند. “

ماه گذشته ، دادگاه عالی تگزاس رد شده دادخواست صدور گواهی جونز و در نتیجه ادعاهای افترا اکنون می تواند به محاکمه (مگر اینکه پرونده ها از قبل حل و فصل شود) ادامه یابد. گزارش شده است که وكیلی كه نماینده یكی از والدین است راضی با انکار گواهی گفت که “آقای جونز در حال آموختن است که تلاش های بیهوده وی برای به تأخیر انداختن این پرونده او را از حساب بعدی در امان نخواهد گذاشت. “

در یکی از این موارد افترا ، دوست و استاد حقوق من ، درک بامباور همکاری اداری کرد amicus مختصر به دادگاه عالی تگزاس با این استدلال که ادعای افترا علیه جونز باید ادامه یابد. از طریق ایمیل ، من در مورد این پرونده و به طور کلی وضعیت فعلی افترا با او صحبت کردم. مکالمه ما (برای مدت طولانی ویرایش شده) در زیر است:

تایلر: یکی از وحشتناک ترین جنبه های این پرونده از دیدگاه من الکس جونز بود که خانم De La Rosa را به تصویر می کشد [a parent of a Sandy Hook victim] به عنوان یک چهره عمومی زیرا او در مورد قتل پسرش – به درخواست آنها – با رسانه ها صحبت کرد ، و در چند مورد نظر خود را در مورد اینکه چگونه والدین دیگر ممکن است در همان فاجعه در آینده رنج نبرند ، اظهار نظر کرد. خلاصه مقاله شما این است که چرا ، به عنوان یک سیاست عمومی ، برای دادگاه مهم است که خانم De La Rosa را “یک شخصیت خصوصی” بداند. چرا تمایز بین شخصیت های دولتی و خصوصی مهم است؟ و چرا برای سیاست های عمومی اینقدر مهم بود که خانم د لا روزا یک شخصیت خصوصی محسوب شود؟

درک: خانم د لا روزا بدترین فاجعه ای را تصور می کند که والدین می توانند تصور کنند. قبل از قتل ، او مثل بقیه ما یک فرد عادی بود. پس از آن ، در میان غم و اندوه غیرقابل فهم ، او به چند س putال که تعداد زیادی از روزنامه نگارانی که برای گزارش در مورد قتل ها به سندی هوک سفر کرده بودند ، برای او پرسیدند. او نه مشهور بود و نه مشهور شد و مطمئناً به دنبال جلب توجه عموم نبود. (استدلال اینکه وی چنین کرد ، در واقع از نظر اخلاقی منزجر کننده است).

قانون افترا برای محافظت از ابراز عقاید و عقاید که در سنت دموکراتیک ما و مفاد متمم اول بسیار مهم است ، محافظت هایی را در کار گرفته است. یکی از این موارد این است که افرادی که چهره های عمومی به حساب می آیند – به ویژه سیاستمداران ، بلکه ورزشکاران حرفه ای ، ستارگان تلویزیون واقعیت و مانند آن – باید آماده باشند تا در برابر انتقادات و اظهارنظرهای بیشتر از شخصیت های خصوصی مقاومت کنند. این امر تا حدی به این دلیل است که چهره های عمومی به طور کلی با موضوعات مهم اجتماعی گره خورده اند: نژادپرستی ، اصلاحات انتخاباتی ، تغییرات آب و هوایی و غیره. و این تا حدی به این دلیل است که شخصیت های عمومی عموماً توانایی مهیبی برای دفاع از خود در برابر اتهاماتی دارند که آنها را نادرست می دانند. لبران جیمز و رئیس جمهور سابق دونالد ترامپ می توانند به معنای واقعی کلمه در هر زمان که بخواهند وارد تلویزیون پخش و تلویزیون کابلی شوند. خانم د لا روزا ، مانند اکثر ما ، نمی تواند.

از نظر حقوقی ، برای کسی که شخصیتی عمومی است ، می تواند ادعای افترا را از آن خود کند ، باید ثابت کند که متهم می دانست بیانیه آن را نادرست است ، یا بی پروا نسبت به دروغ بودن آن بی اعتنا است. (حقوقدانان این استاندارد را “سو mal نیت واقعی” می نامند ، اما این اصطلاح بیشتر از آنکه روشن شود ، باعث سردرگمی می شود.) این امر پیروزی در پرونده های افترا را برای شخصیت های عمومی بسیار دشوار می کند ، دقیقاً نکته: پیدایش این استاندارد از یک مورد ناشی می شود در اوج جنبش حقوق مدنی ، هنگامی که پلیس و سیاستمداران در جنوب آمریکا از دادخواست های افترا (و سیستم های همدست دادگاه) برای خاموش کردن صدای فعالان حقوق مدنی و روزنامه نگاران که از مبارزات خود گزارش می دهند ، استفاده کردند. دادگاه عالی ، در نیویورک تایمز علیه سالیوان، اذعان کرد که یک معامله وجود دارد: برخی از افترا های شخصیت های عمومی بدون مسئولیت تحت این استاندارد افزایش یافته رخ می دهد ، اما جامعه بهتر است حتی با وجود این آسیب ها بحث قوی درباره مسائل لحظه ای داشته باشد.

در مقابل ، استاندارد افترا برای شخصیت های خصوصی کمتر جستجو می شود. دیوان عالی کشور هرگز در مورد این موضوع تصمیم قطعی نداده است ، اما به طور کلی موافقت شده است که قانون افترا در صورتی که استاندارد سهل انگاری نسبت به درست یا بیانیه بودن بیانیه را تحمیل کند ، اساسی است.

بنابراین ، از بسیاری جهات ، تعیین اینکه یک شاکی یک شخصیت عمومی است ، نتیجه پرونده را تعیین می کند. تحمل بار استاندارد سوice نیت بسیار دشوار است. و این یکی از کنایه های اصلی این قضیه را نشان می دهد: الکس جونز فکر می کند افرادی مانند خانم د لا روزا باید مراقبت فوق العاده ای داشته باشند تا حتی بعد از یک واقعه آسیب زا مانند قتل یکی از عزیزان به طور مختصر با رسانه ها چت نکنند ، مبادا آنها یک شخصیت عمومی محسوب شود. اگر او حتی حداقل تماس داشته باشد ، کسی مانند جونز – که یک رسانه قدرتمند در اختیار دارد – برای تأیید ادعاهای واقعی خود قبل از پخش آنها به جهان ، در صورت تمایل به احتیاط کافی نیاز دارد. او باید دقیق باشد ، اما او می تواند لغزان باشد. من گمان می کنم که بیشتر خوانندگان ، مانند من ، این تعریف را از چوتزپا دریافتند.

تایلر: Chutzpah در واقع! من در مورد تمایز مناسب در این مورد مطمئناً با شما موافقم. اما در مورد نقشی که اینترنت و وبلاگ ها و Youtubes ، TikToks ، شما چه کرده اید که مرز بین شخصیت های خصوصی و دولتی را محو کند و احتمالاً اکنون به همه دسترسی یا صدای بالقوه رسانه های جمعی را داده است؟ چگونه می بینید که این فناوری رسانه ای جدید بر روی موارد افترا پیش رونده تأثیر دارد؟

درک: بله ، به تعبیری عدالت استیونز حق داشت Reno v. ACLU وقتی گفت که با اینترنت ، هر کسی می تواند با صدایی که طنین انداز فراتر از هر جعبه صابونی است ، به یک گله شهری تبدیل شود. برخی از مردم ماهرانه از شبکه برای دستیابی به شهرت عمومی استفاده کرده اند. بیشتر افرادی که تلاش کرده اند فقط برای دوستان و خانواده شناخته شده اند. این نشان می دهد که ما به دسته سوم نیاز داریم – افرادی که در برخی محافل “معروف اینترنتی” هستند اما در برخی دیگر نه. من ممکن است علاقه مندی زیادی برای بررسی صفحه کلیدهای رایانه داشته باشم ، اما حتی یک نفر به نظرات من در مورد بیس بال اهمیت نمی دهد. بهترین نامزد برای برخورد با “معروف اینترنت” ممکن است باشد شخصیت عمومی هدف محدود. این یک حرکت اعتقادی است که نسبتاً توسعه نیافته است ، اما اساساً معتقد است که شما ممکن است افرادی داشته باشید که برای اهداف خاص یا موضوعات خاص شخصیت های عمومی هستند ، اما برای دیگران شخصیت های خصوصی هستند. این یک حد وسط بالقوه جذاب است ، به ویژه اگر دادگاه ها شروع به تدوین استانداردهای تقصیر در جایی بین سهل انگاری و سو mal نیت واقعی کنند. دکترین شخصیت عمومی با هدف محدود همچنین می تواند به دادگاه ها اجازه دهد کمی پیچیده تر در تحلیل خود عمل کنند ، زیرا این امر می تواند هم هدف و هم نتیجه را در بر گیرد. هرچه قصد دستیابی به شهرت (یا بدنامی) بیشتر باشد ، و میزان واقعی آن شناخت عمومی بیشتر باشد ، استاندارد مقصر بالاتر است که یک فرد برای موفقیت در یک پرونده افترا باید ثابت کند. دادگاه ها همیشه با تئوری های محدوده متوسط ​​خوب نیستند – بررسی دقیق در س constitutionalالات قانون اساسی کاملاً آشفته است – اما من فکر می کنم این چشم انداز بهتر از فروپاشی در جهانی است که در آن فقط شخصیت های دولتی و خصوصی وجود دارد.

تایلر: موارد افترا و بدنام اخیراً در اخبار زیادی منتشر شده است. و با توجه به میزان اطلاعات نادرست موجود در آن (و خسارتی که به آن وارد شده است) ، بسیاری احتمالاً فکر می کنند که مسئولیت مسئولیت گسترش مسئولیت پس از بازیگران بد تصور می شود. آیا با محدودیت های فعلی قانون افترا موافقید؟

درک: گسترش مسئولیت افترا در هر دو طرف راهروی سیاسی اواخر (البته بیشتر در اردوگاه جمهوری خواهان) محبوب شده است. اما به نظر من ، به چند دلیل ، باید قبل از هرگونه تغییر در دکترین بسیار محتاط باشیم. اول ، ما باید ببینیم که چگونه برخی از دادخواهی فعلی بازی می کند به عنوان مثال ، هیچ مدرکی مبنی بر تقلب قابل توجه در انتخابات در انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 وجود ندارد ، اما طرفداران رئیس جمهور سابق ترامپ ادعاهایی را علیه چندین تولید کننده دستگاه رای گیری آغاز کرده اند. روزهای ابتدایی این دادخواست است ، اما به نظر من ، این شرکت ها یک مورد قوی دارند – آنها قبلاً تعدادی از بازپس گیری ها را گرفته اند ، حتی از رسانه ها که گویا است. هر چیزی در سیستم حقوقی زمان می برد ، شاید بیشتر از زمان لازم باشد ، اما ما باید کمی صبور باشیم و نتایج نهایی را آزمایش کنیم.

دوم ، داستانهایی بعضا بعید و ظاهراً افتراآمیز به واقعیت تبدیل می شوند. چه کسی فکر می کند که رئیس جمهور (سابق فعلی) بیش از 100000 دلار برای پنهان کردن رابطه خارج از ازدواج با یک بازیگر فیلم بزرگسال پرداخت کرده است؟ مسئولیت خشن تر ، یا مسئولیت تحمیل شده با سرعت بیشتری ، می تواند گزارش دهی به این موارد را به راحتی سرد کند. من خیلی برایم مهم نیست که رئیس جمهور با کی می خوابد ، اما بسیاری از آمریکایی ها هستند که این کار را می کنند و به همین دلیل ممکن است رای خود را تغییر دهند.

سرانجام ، ما در مراحل اولیه یک انقلاب تکنولوژیکی هستیم – انقلابی که حداقل برابر با چاپخانه است. اطلاعات شبکه دیجیتال – به طور خلاصه ، اینترنت – سیل تفسیرها و داده ها و همه موارد دیگر را ایجاد کرده است. هزینه های اطلاعات به طرز چشمگیری کاهش یافته است – در بسیاری از موارد تقریباً به صفر رسیده است. یکی از حسنات یک آموزه قانون عادی مانند افترا این است که نسبت به احیای زمین جدید یا تسلیم اولی احتیاط می کند ، با راهنمایی موارد واقعی و با نگاه به درس های تاریخ. این نوع عفت نظارتی هنگام مواجهه با یک تحول تکنولوژیکی این عمیق قابل تحسین است.

تایلر: آیا دعوای افترا می تواند تاثیری در سطح اطلاعات غلط موجود داشته باشد؟

درک: در ماه نوامبر ، من می گفتم که افترا در واقع یک نامه مرده در برخورد با اطلاعات نادرست بود. اما اخیراً ، کت و شلوارهای شرکت رای گیری، توانایی پیش رفتن در مورد والدین Sandy Hook ، و برد بزرگ راشل مادو در حق الوکاله باعث خوش بینی من شده است اگر این یک روند باشد و یک استثنا هم نباشد ، افترا ممکن است کارهای ارزنده ای انجام دهد: از اطلاعات توزیع شده و انگیزه قوی افراد و سازمان ها برای پاک کردن نام خود استفاده می کند. و این در چارچوب بررسی های نهادی است که دولت های ما طی مدت زمان طولانی انجام داده اند و سیستم عامل های اینترنتی تازه شروع به طرح و بررسی می کنند. بنابراین ، در ارتباط باشید ، اما من ممکن است نظر خود را در مورد این تغییر دهم.


کارهای تایلر بروکر در مجله Gonzaga Law Review، the Review of Albany Law منتشر شده است و در مجله University Law Memphis Review قرار دارد. در صورت تمایل به برای او ایمیل بزنید یا او را دنبال کنید توییتر برای بحث در مورد ستون خود.

logo-footer